مزاح و مطايبه

نوع اصطلاح :
عنوان :
مزاح و مطايبه
فرماندهان بزرگواري را در همۀ سطوح، به جايي رسانده بودندكه بچه ها صرف نظر از آن كرامتي كه براي ايشان قائل بودند و عشقي كه به آنها مي ورزيدند، مي توانستند واقعاً با آن ها ندار و خودماني باشند، خيلي كارها با هم بكنند و بسياري حرفها را به هم بزنند، حتي براي هم شعر:" پشت سنگر، گشته پنچر ، ماشين فرمانده لشكر ، اي برادر" را بخوانند . آنها هم با بچه ها مزاحو مطايبات درشأن خودشان را داشتند، مثلاً هر وقت غذا مرغ بود يكي از فرماندهان رو به بچه ها مي كرد و مي پرسيد :" خوب ، بچه ها! كي سينه خورده؟" آن وقت هر كسي مي گفت من، ادامه مي دادكه :" بايد سينه خيز بروي" دفعۀ بعد مي پرسيد كي ران خورده؟ هر كس جواب مي داد من، مي گفت:" بايد پا مرغي بروي" و خلاصه مي خواست به نوعي بگويد كه دنيا شهد و شرنگش با هم است و هر كس بيشتر در راحت و رفاه باشد، بيش تر هم بايد جواب گو باشد. بچه ها واقعاً با جام و دل آن را انجام مي دادند و مي خنديدند و اين همه نتيجۀ آن صميميت ها و هم دلي هاي صادقانه بود. بي خود نبود كه بچه ها راحت مي توانستند در مواقعي در چادر يا كانكس آنها بمانند و بخوابند يا در يخچال آنها را باز كنند و هر چه خواستند بردارند و متقابلاً آنها هم از بچه ها لباس قرض بگيرند و بپوشند و در جلسات حاضر شوند.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir