پيش تازي

نوع اصطلاح :
عنوان :
پيش تازي
هيچ كس به آنچه داشت، بسنده نمي كرد و رضايت نمي داد، هر كس به نحوي، ولو بيش ترين فشار روي دوشش بود. حتي فرماندهي لشكر، آرزوي قلبي اش بعد از همه ي آن پيش مرگي ها و به جان خريدن مخاطرات، اين بود كه چون يك نيروي عادي و بي نام و نشان بسيجي، در گردان هاي خط شكن پيشاپيش ستون به قلب متجاوزان بزند و از پيمانه ي آتش، عطش كويري و كهنه ي خويش رابه شهادت فرو بنشاند.
چه بسيار برادران باسواد و صاحب حرفه و فن و تخصصي كه با وجود اصرار و الحاح در عقبه نمي ماندند و خودشان را به خط مقدم مي رساندند؛ دانشجويان برق ومديريت و... كه اداره ها به طمع نوع كارايي خاصي كه داشتند، در به در به دنبالشان بودند و آن ها در جبهه فرمانده دسته يا ... بودند و خدمت گزاري مي كردند؛ و فراوان تر كساني كه دستشان را رو نمي كردند و ميزان تحصيلات و توانمندي صنفي خود را برملا نمي كردند. چه دل خوري ها ودل گيري ها كه درنقل وانتقال و
جا به جايي نيروها به وجود نمي آمد؛ مثل اين كه برادر رزمنده اي را فرمانده گردان به اضطرار از گروهان خط شكن به واحد تداركات مي فرستاد و او را از شركت درعمليات، ولو براي يك بار بي نصيب مي كرد؛ او با وجود ارادت قلبي متقابل، چه اندازه بايد سعي مي كرد كه بالاخره ايـن دل خوري را جبران كند! پيش نيامد كه نيرويي پايش به جبهه بازشده و به كم تر ازمناطق عملياتي خرسند باشد حتي به پدافند و درگردان ها به كم تر از گردان هاي خط شكن رضا بدهد.
در خود گردان هاي خط شكن هم سعي و تلاش همه ي نيروها اين بود كه در دسته اي باشند كه نوك حمله قرار مي گرفت. اين حسي بود كه نيروهاي عقيدتي را به جلو مي راند و به نبرد با دشمن وامي داشت و امدادگران را در بحبوحه ي جنگ وادار مي كرد كه كوله پشتي كمك هاي اوليه را بر زمين بنهند، سلاح سبك به دست بگيرند و جاي خالي شهدا را پر كنند و خواسته ي مجروحان را اجابت؛ كه هيچ يك حاضر نمي شدند در آن گير ودار، توجه به آن ها در سخت ترين و بحراني ترين شرايط جسمي و روحي، باعث خـاموشي سلاح و رو برگرداندن از دشمن بشود.
چقدر رزمندگان يكديگر را قسم و آيه مي دادند و به دست و پاي هم مي افتادند و گريه مي كردند كه جايشان را با هم عوض كنند و افاقه نمي كرد و هيچ كس به يك قدم عقب تر هم رضا نمي داد. هر كس سعي مي كرد ديگري را كه گامي پيش تر بود و در معرض خطر راضي كند به اين كه وضع او بيش تر مقتضي در آتش بودن است. اما چه كسي قبول مي كرد و اين توجيهات را برخود مي پسنديد؟ هيچ كس؛ نسبت هايي چون :" شما تنها نان آور خانواده اي تو برادرت هم شهيد شده و خانواده ات نمي تواند تحمل كند" يا : " ما مجرديم و شما تازه ازدواج كرده اي تو هنوز جواني و از ما ديگر گذشته است" و از اين دست شبهه هاي درواقع راست و درست، كه كارگر نمي افتاد و كار به قرعه كشي مي انجاميد اوج اين كشمكش ها مواقعي بود كه مسئولان براي از بن بست خارج كردن امري پيشنهاد پيش مرگي و داوطلبي مي دادند ، چون تشكيل گردان شهادت براي بازكردن ميدانهاي مين و رفع موانع. اگر قرار مي شد تعداد خاصي به اين منظور به حسينيۀ گردان بيايند، روز موعود طوري هجوم مي آوردند كه ديگر جاي سوزن انداختن نبود و اشك همه را در مي آوردند.
نظير همين ماجرا در مورد كارهاي سخت و سنگين و مأموريت هاي شهادت طلبانه نيز رخ مي داد كه حاضران دست و پاي فرماندهان را مي بوسيدند و كار سرانجام به قرعه و فال مي كشيد.
صورت ديگر اين مسئله، كه مايه اي از مزاح هم داشت، شرط بندي در حين عمليات بود؛ به اين ترتيب كه به داخل نيروهاي بعثي نفوذ مي كردند و به غذا و آب و حتي آفتابۀ آنها"تك"مي زدند و بالاتر اين كه كه مي رفتند و دست مي زدند مثلاً به شانۀ نگهبان عراقي بر مي گشتند! و نظير آن به اصطلاح كري خواندن براي هم در حمله بردن به دشمن خنثي كردن مين، كمين زدن و تانك به غنيمت گرفتن و نظير آن كه :" مي خواهي من اين مين را ظرف يك ثانيه خنثي كنم؟" و ديگري:" اگر نكردي!"
ترتيبي ديگر كه خود فرماندهان شرط مي كردند ، چون تسخير پل يا ارتفاع و نقطۀ حساسي كه در تصرف دشمن بود، با فول ملاقات امام راحل كه بچه ها حاضر بودند براي آن هست و نيست خود را گرو بگذارند ،چه رسد به آزادسازي قطعه اي از خاك و شهري / دست آخر هم بلند بلند گريه كردن برادران پا به سني كه براي شركت در عمليات عذر داشتند و نمي توانستند با بقيه همراه بشوند يا با بعضي رقابت كنند . مي مردند و زنده مي شدند تا آنها بروند و بيايند يا بمانند و بياورندشان.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir