التجا به معصوم(ع)

نوع اصطلاح :
عنوان :
التجا به معصوم(ع)
دركنار فكر و ذكر معبود و انس و ارتباط با او، كه هم همه ي برادران بود، پناه بردن به معصوم(ع) و استمداد طلبيدن از ايشان به خصوص بي بي فاطمه (س) كه حضرتش را مادر صدا مي زدند و نيز فرزند سرجاي او، سالار شهيدان امام حسين(ع) كه امن ترين جايگاه و منشأ اثرترين انفاس بودند، مقام و مرتبه ي والايي داشت؛ كه قدر منزلت سادات نزد عموم دلاوران در جبهه، بارقه اي از اهتمام آن ها نسبت به امر ولايت بود؛ چنان كه شب عمليات در ميان همه ي سربند ها پيشاني بندهاي عبارت نويسي شده ي رنگارنگ كه جمله بوي خوش وصل را مي دادند اغلب برادران دنبال سربندهايي بودند كه به نام نيكوي مادر و فرزند خانم فاطمه(س) وآقا ابي عبدالله(ع) زينت يافته بود، بدان اميد كه وقتي در خون خويش مي غلتند، ايشان سرآن ها را به زانو بگيرند و ازشفاعت و دل جويي شان در آن دم آخر برخوردار گردند.
در اين ميان، جست وجوي بچه هاي بي مادر در انبوه به هم ريخته ي سربند ها، درحالي كه با سرآستين اشك ازديده مي گرفتند و به دنبال سربند نوشته ي" يافاطمه زهرا"(س) بودند، آه از نهاد هرصاحب دلي بر مي آورد.همين فرزندان دختر رسول خدا(س) وقتي دشمن سربه سنگ خورده، يك ماه بعد از عمليات والفجر 8 با نيروهاي مخصوص گارد خود تك كرد و آن ها كه فقط چند قبضه سلاح كلاش، دو قبضه تيربار گرينوف و دو قبضه آر.پي.جي. داشتند در برابر آتش مزدوران، كه ازپشتيباني هوا نيروز هم برخوردار بودند، مستأصل ماندند و دست به دامن بي بي دو عالم، فاطمه(س) شدند و او را به پهلوي شكسته ي خود و فرق شكافته ي شوهرش قسم دادند و درخواست كمك كردند. يكي از نيروهاي نزديك تر به دشمن در حين تيراندازي از خود بي خود شد و چندين مرتبه سرش را به زمين و سلاح تيربارش كوبيد وگربه كنان فرياد زد:"زهرا جان! ما منطقه را به شما واگذار كرديم" كه بقيه منقلب شدند و الله اكبرسردادند و بر شدت آتش خود افزودند و مقاومتي جانانه كردند.
چه فراوان شهدا و فرماندهان و فدايياني كه به ياد آقا و واقعه ي جان سوز عاشورا و آنچه بر خانواده ي عصمت و طهارت گذشته بود، پا برهنه درگرما و سرما و شب و روز مقابله از ميمنه به ميسره و از اين سو به آن سو مي رفتند تا كربلا وحال و روز فرزندان پيامبر(ص) راحس كنند و ازسلامت و عافيت بازماندگي برهند. بعضي درشباهت جويي و تأثر، تا بدان جاپيش
مي رفتند كه فرزند چند ماه ي خويش را به ميدان نبرد مي آوردند و بر دست مي گرفتند، دراين معنا كه فرزندان ما عزيزتر از فرزندان و نور چشمان رسول خدا(ص) نيستند.
نيز فراوان بود توسل به ساير ائمه(ع) چون ولي عصرآقا امام زمان(عج) در اين نمونه كه مهمات، كفايت يك سره كردن كار دشمن را نمي كرد. هرچه بود فشنگ كلاشينكف بود و تانك هاي بعثيان كه نزديك و نزديك تر مي شدند. پرتاب گلوله هاي آر.پي.جي. موجود افاقه نمي كرد. يكي از برادران روان نويسي از جيبش بيرون آورد و روي موشكي نوشت"يا صاحب الزمان" وآن را به آر.پي.جي. زن داد و او شليك كرد و برجك تانك به هوا رفت؛ بقيه ي تانك ها مثل هميشه به سرعت عقب نشيني كردند. نظير اين واقعه درغير منطقه ي سومار و لشكر حضرت رسول(ص) نيز رخ داد.
سلام و صلوات بر پيامبر خاتم، پيشوند هر ذكر و فكر و سخن و سكوتي بود، با هر نفسي كه فرو مي رفت و فرا مي آمد؛ طنين صدا و سايه ي نوري به وسعت زمين و آسمان كه همه جا بسترو بر سر مدافعان عابد و عاشق بود. رسم بود گردان هاي تخريب به شكرانه ي خنثي كردن مين ها و تله هاي انفجاري دشمن بر محمد(ص) و آل او درود بفرستد. بعضي ها واژه ي "شيعه" را در ابراز اوج علاقه به معصوم(ع) روي همه ي وسايل خود مي نوشتند، چون لباس، تسليحات و ساير لوازم شخصي و رزمي و در انداختن تير و گلوله به سوي دشمن و احياناً ابتدا كردن در هر كاري ذكر"ياعلي" بر لب داشتند.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir