نامه ها و شوخ طبعي ها

نوع اصطلاح :
عنوان :
نامه ها و شوخ طبعي ها
نامه كه مي آمد، بعضاً همان جا ميان جمع دوستان باز و خوانده مي شد. اخبار پشت جبهه را هم با صداي بلند مي خواندند؛ اخباري مثل بمباران شهرها، وضع آب وهوا و واقعه ي خاصي كه دوست يا خويش آن ها برايشان نوشته بود. بچه هاي مجرد بيش تر سر به سر هم مي گذاشتند؛ از جمله اين كه درحين قرائت نامه مثلاً به هم مي گفتند:"خيلي دلش برايت تنگ شده؟" يا:"براي ما سلام نرسانده؟" و اگر صاحب نامه مي پرسيد كي؟ مي گفتند: مادرت! عبارتي كه همه به هم نسبت مي دادند ـ خصوصاً كساني كه برايشان نامه نيامده بود به كساني كه نامه داشتند ـ اين بود كه: بپا 021 ات عود نكند يا باد نكند يا نتركد؛ كنايه ازاين كه هواي تهران به سرت نزند.
اوج اين شوخي ها در مورد نامه هايي بود كه بين خود رزمندگان درجبهه ها مبادله مي شد؛ درعبارتي مثل"برادر، يكي ازدوستان هم براي شما سلام گرم رسانده، مواظب باش نسوزي". يا" اين دنيا به آن نمي ارزد كه بشكني دلي، اي ور پريده ي كوفته قلقلي". گاهي شوخي براي يكديگر آرزوي شهادت هم مي كردند و به خودشان وعده مي دادند كه مثلاً"دلي از عزا در مي اوريم"؛ در عباراتي نظير"مرغ مي بينمت، نپري؟" مخاطب در خواب مي نوشت:"نه، بالهايم را چيده اند "يا" بالهايم شكسته" كنايه از اين كه ما رفتني نيستيم و محبوس آرزوها و آمال خود هستيم. البته ممكن بود در نامۀ بعدي اين گونه طرف خطاب قرار گيرند كه: " ان شاءالله بياييم برايت سينه بزنيم؛ البته سينۀ مرغت را يعني مرغ عزايت را بخوريم. "
بعضي از آنها وقتي مي خواستند براي هم اعلان وضعيت بكنند و قدري هم شكسته نفسي امور و قدري هم شكسته نفسي امور روزانه شان را در منطقه اي كه بودند اينطور نقل مي كردند: ما اين جا شنبه ها خوردن و خوابيدن و آشاميدن داريم. يكشنبه ها ابتني و ماهي گيري و... .
دوشنبه ها موش كشي و مرخصي شهري باين كه : ما اين جا آموزش آبي خالي ( خاكي ) مي بينيم و ... .
صورت ديگر شوخ طبعي در مكاتبات به اين نحو بود كه شخص در جواب دوستي كه از جبهۀ ديگري به او نامه نوشته و احتمالاً از او خواسته بود شرح ماوقع را بنويشد ، مي نوشت:"سلام، ديگر عرضي ندارم. گفتند نگوييد. خداحافظ".به اين ترتيب بقيۀ كاغذ را سفيد و خالي باقي مي گذاشت و نامه را پست مي كرد. در پاسخ نامه اي كه نويسندۀ آن تقاضاي عكس يادگاري از شخص كرده بود ، به چاي عكس ، يك تكه مقواي صاف به همان قطع عكس مي بريدند و داخل پاكت مي گذاشتند و روي پاكت مي نوشتند: محتوي عكس است لطفاً تا نشود و به اين ترتيب مي خواستند بگويند عكس ما قابل شما را ندارد يا عكس ،كاغذي و آب و رنگي بيش نيست، ما به هم دل داده ايم يا بايد بدهيم كه با گذشت زمان از بين نمي رود و آسيب نمي بيند.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir