ترجيح همه به خود

نوع اصطلاح :
عنوان :
ترجيح همه به خود
حمل سلاح و تجهيزات و مهمات بچه هاي كم سن و سال و احياناً مريض و مجروح در شب عمليات و راهپيمايي طولاني تا رسيدن به نقطه ي درگيري، به خصوص در مناطق كوهستاني غرب، كه توان و طاقت فزون تري مي طلبد، امري عادي و از آداب معمول برادري در جنگ بود. پركردن آفتابه هاي آب از منابع دور ازدسترس و قراردادن آن ها نزديك توالت هاي صحرايي براي راحتي و آسايش ديگران در مواقع اضطراري، آهسته راه رفتن درشب و روز از جمله ساعات عصر روزهاي تابستان و ديگر مواقع استراحت، لباس دوختن، لباس شستن و وظايف شخصي ديگران را با اصرار انجام دادن از كوچكترين و كمترين مواردي است كه مي توان ذكر كرد. معمولاً همه درخدمت و محبت به هم رزمان خود براي اين كه منع و محدوديتي نداشته باشند به روش هاي غير مستقيم متوسل مي شدند، صرف نظر از زمينه هايي كه بعضاً وجود داشت: مثل كم سن و سالي بعضي، بيماري و بلد نبودن كار و از اين قبيل بهانه ها.
سر تشت لباس بودي كه مي شنيدي تبليغات عكس امام پخش مي كند، با عجله مي رفتي و دست از پا درازتر بر مي گشتي و اگر اعتراضي مي كردي كه:"دستت درد نكنه، اين چه كاري است كه مي كني؟" با بي اعتنايي مي گفت برو بگذار به كارمان برسيم! معاون گروهان بود ظرف هاي غذايش را آورده بود بشويد هرچه اصرار مي كردي كه اجازه بدهد با ظروف خودت آن ها را بشويي قبول نمي كرد بعد به بهانه ي اين كه:"پودر به اندازه ي كافي موجود نيست برو بيار" تو را دنبال نخود سياه مي فرستاد و به فاصله ي چشم به هم زدني آن كاري كه نبايد بشود مي شد.
نيروهاي جديد بيش تر در معرض اين نوع برخوردها بودند و از اين كلاه ها سرشان مي رفت:"بلند شو اين كاغذ را بگير ببر نمازخانه بازكن و بخوان". حالا قضيه چه بود: ضمن التماس دعا از شما مي خواهم دو ركعت نماز بخواني. صد و پنجاه صلوات بفرستي مرا هم فراموشي نكني. توهم مثل بچه ي آدم طابق الفعل بالفعل دستورها را اجرا مي كردي و بر مي گشتي و مي ديدي جا تر است و بچه نيست و گاهي اوقات بچه ها ظرف ها را به منبع آب گردان ديگر مي بردند و مي شستند تا قبل رديابي و تعقيب نباشند! در بسياري از موارد هم البته نيازي به اختفا و استتار محبت و مروت در حق دوستان و برادران نبود. چنان كه در منطقه(جايي مثل فاو) كه عراق سابقه ي شيميايي زدن داشت بعضي ها تا اذان صبح بيرون سنگر مي نشستند و آتش را روشن نگاه مي داشتند و مانع از آن مي شدند كه ديگران در خواب غافل گير بشوند.
حمل سلاح ديگران در حال دويدن، برداشتن وسايل اضافي و در مقصد توزيع كردن آنها بين بچه ها، در همه حال از كوچكترها مواظبت و مراقبت كردن، به غذا و دواي مريض ها رسيدن، وبراي عيادت آن ها تا اورژانس رفتن و رختخواب آن ها را گستردن از امور عادي بود.
وقتي كسي محتلم مي شد و شلوار اضافه نداشت تنها تن پوش خود را به او مي دادند تا شست وشو و خشك شدن شلوارش در چادر و سنگر مي ماندند يا لباس شخصي مي پوشيدند. جايي پيش مي آمد كه كسي از مرخصي برگشته، نياز به مراجعت به خانه داشت و اين ممكن نبود جزاين كه ديگري مرخصي خود را به او بدهد و برگردد به خط.
يعني تمام قرار و مدارش را با دوستان و خانواده به هم بزند و منتظر فرصت ديگـري بماند.
بودند برادراني كه در گرماي 30درجه(مثل شرايط عمليات والفجر 8) پاي برهنه از محل نسبتاً دور از دسترس منبع آب با ظرف 20 ليتري تشنگان سنگر را سقايت مي كردند و كساني كه صبح زود براي صبحانه ي بچه ها روي اجاق نان گرم تدارك مي ديدند و حتي براي هم نان لقمه مي گرفتند. موقع پست و نگهباني مواردي وجود داشت كه پاس بخش و فرمانده پادگان سرپست رزمنده اي برود تا نگهبان به نماز و غذا و درمان خود برسد.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir