خلوت شب آخر

نوع اصطلاح :
عنوان :
خلوت شب آخر
در لحظاتي هيچ كس، هيچ كس را نمي شناخت. همه از يكديگر فرار مي كردند. هر كس درون شياري، پشت صخره اي (در غرب) يا در پناه خاكريزي (در جنوب) پنهان مي شد. همه غيبشان مي زد؛ به نحوي كه يك نفر را نمي شد داخل چادر يا سنگر پيدا كرد. خدا مي داند كه در اين آخرين دقايق چه مي گفتند و چه مي كردند. سكوت مي كردند و به آسمان خيره مي شدند؟ به خاك مي افتادند و به پيشگاه حضرت احديت استغاثه مي كردند؟ از شور و شعف رسيدن شب موعود از خود بي خود مي شدند؟ احساس مي كردند تا دقايقي ديگر به شهيدان عزيز و عزيزان شهيد خود، به جمع احبا و اولياي خدا، مي پيوندند؟ به لقأالله مي انديشيدند؟ به نحوه ارتزاق و زندگي ابدي و جوار حق فكر مي كردند؟ به غربت و مظلوميت آقا حسين(ع) و اهل بيت ايشان توجه داشتند؟... خدا مي داند و بس. اما همه وقتي پيشاني به خاك مي نهادند از خدا مي خواستند كه: «خدايا! در اين عمليات شهادت را نصيب ما ساز.»
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir