کنج ويرانه

عنوان :
کنج ويرانه
پس از خطبه زينب‏ «ع‏» در مجلس يزيد که اوضاع را بر ضد او متحول ساخت، يزيد ناچار اهل بيت را در خرابه‏اي بي سقف جاي داد.آنان سه روز در آن خرابه بودند و برحسين‏ «ع‏» نوحه و عزاداري مي‏کردند.[1] رقيه، دختر خردسال امام حسين‏ «ع‏» نيز در همانجا پدر را در خواب ديد و پس از بيداري گريه سر داد و سر سيد الشهدا را برايش‏ آوردند و با ديدن آن صحنه مرغ جانش پر کشيد و جان داد.[2] مدفن رقيه نيز همانجاست‏ که بعدها حرمي برايش ساختند. (اين مساله از نظر محققان مورد بحث و تشکيک قرار گرفته است.)

زهراي حزين ز گرد راه آمده بود
جبريل، غمين و عذر خواه آمده بود

در کنج‏خرابه، در ميان طبقي
خورشيد، به مهماني ماه آمده بود

جغد دلم خرابه شام آرزو کند
تا با سه ساله دخترکي گفتگو کند

آن کعبه‏اي که قبله ارباب حاجت است
حاجت رواست، هر که به آن قبله رو کند



پی نوشتها:
[1] مقتل خوارزمي، ج 2، ص 74، عوالم (امام حسين) ص 414، رياض القدس، ج 2، ص 292.
[2] در منابع اوليه، اين مساله نيامده است، هر چند مشهور است.






گلوي بريده
حلقي که بود بوسه گه مصطفي مدام آزرده‏اش ز خنجر فولاد کرده‏اي[1] .

پس از شهادت امام حسين‏ «ع‏»، سر مطهرش را از پيکر جدا کردند.تيغ بر حلقومي‏ نهادند که بوسه‏گاه رسول خدا «ص‏» بود.از اين رو، لقب‏ «ذبيح‏» بر آن حضرت داده‏اند و همچنين تعبير «مجزور الراس‏» از زبان زينب کبري نقل شده است.در برخي مقتلها آمده‏است که حضرت زينب، هنگام وداع جسد برادرش، پيکر او را در آغوش گرفت، لب برحلقوم بريده سيد الشهدا «ع‏» نهاد و بوسيد و با آن بدن خونين وداع کرد.[2] .

آن سو نگران، نگاه پيغمبر بود
خورشيد، رسول آه پيغمبر بود

اي تيغ پليد، مي‏شکستي اي کاش
آن حنجره، بوسه‏گاه پيغمبر بود[3] .



پی نوشتها:
[1] محتشم کاشاني.
[2] معالي السبطين، ج 2، ص 55.
[3] ساعد باقري.




گندم عراق
يا گندم ري.عمر سعد (فرمانده سپاه کوفه در کربلا) در پاسخ به پيشنهاد سيد الشهدا «ع‏» که او را از آلودن دست به خون خويش بر حذر مي‏داشت و عمر سعد بهانه‏هاي مختلفي ‏مي‏آورد، از جمله گفت: به من وعده حکومت ري داده شده است.حضرت او را نفرين‏کرد و فرمود: اميدوارم پس از مرگ من، از گندم عراق[1] نخوري مگر اندکي.عمر سعد ازروي استهزا گفت: «جو» آن هم مرا بس است (في الشعير کفاية) طبق نفرين امام، عمر سعد به حکومت ري هم نرسيد و به دست مختار کشته شد.[2] در نقل ديگري آمده است که ‏سالها پيش از عاشورا، عمر سعد به آن حضرت گفته بود: برخي از سفيهان مي‏پندارند که ‏من تو را خواهم کشت.حضرت فرمود آنان سفيه نيستند، بلکه بردباران و حليمانند، ولي‏ آنچه مايه چشم روشني است آن است که پس از من از گندم عراق، جز اندکي نخواهي ‏خورد،[3] که اين، پيشگويي آن حضرت از وقايع کربلاست.


پی نوشتها:
[1] در معالي السبطين‏ «گندم ري‏» آمده است.
[2] مقتل الحسين، مقرم، ص 248، مناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 55.
[3] اثبات الهداة، ج 5، ص 199 و 210.




لباس کهنه
از قساوتهاي دشمنان در کربلا، عريان نهادن جسم حسين‏ «ع‏» بر روي خاک بود.امام، براي پيشگيري از اين ظلم، روز عاشورا قبل از عزيمت به ميدان شهادت، کنار خيمه‏ها آمد و از خواهرش زينب، جامه و شلواري کهنه طلبيد و آنها را با دست پاره پاره کرد و بر تن‏ پوشيد تا کسي پس از شهادتش در آن جامه‏ها رغبت نکند و به طمع آن لباس، او را عريان‏ نسازد، فرمود: «ائتوني ثوبا لا يرغب فيه احد اجعله تحت ثيابي لئلا اجرد منه بعد قتلي...»[1] اما «ابجر (ابحر) بن کعب‏» جنايت کرده آن را پس از شهادت امام از تن او درآورد و حسين‏ را عريان در کربلا نهاد. از آن پس دستهايش خشک شد، مثل دو تکه چوب.[2] و به نقلي‏ شلواري را که درآورد، در نتيجه از دو پا فلج و زمين‏گير شد.[3] .

لباس کهنه بپوشيد زير پيرهنش
که تا برون نکند خصم بدمنش ز تنش

لباس کهنه چه حاجت که زير سم ستور
تني نماند که پوشند جامه يا کفنش[4] .

در برخي نقلها تعبير «عتيق‏» آمده، يا «ثوب خلق‏»، که همان‏ «لباس کهنه‏» است.


پی نوشتها:
[1] بحار الانوار، ج 45، ص 54.
[2] اثبات الهداة، ج 5، ص 201، عوالم (امام حسين)، ص 297.
[3] بحار الانوار، ح 45، ص 57.
[4] وصال شيرازي.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir