ايام الله

نوع اصطلاح :
عنوان :
ايام الله
«ايّام اللّه» به معناي روزهاي خدا است که در قرآن دوبار مورد اشاره قرار گرفته است:
1. «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسي بِآياتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَي النُّورِ وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ في ذلِکَ َلآياتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ» [1] ؛ «در حقيقت، موسي را با آيات خود فرستاديم [و به او فرموديم] که قوم خود را از تاريکي‏ها به سوي روشنايي بيرون آور، و روزهاي خدا را به آنان يادآوري کن که قطعاً در اين [يادآوري]، براي هر شکيبايِ سپاسگزاري عبرت‏هاست».
2. «قُلْ لِلَّذينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْمًا بِما کانُوا يَکْسِبُونَ» [2] ؛«به کساني که ايمان آورده‏اند، بگو تا از کساني که به روزهاي [پيروزيِ] خدا اميد ندارند در گذرند، تا [خدا هر] گروهي را به [سبب] آنچه مرتکب مي‏شده‏اند به مجازات رساند.».
خداوند در آيه نخست به يکي از مأموريت‏هاي بزرگ حضرت موسي‏عليه السلام اشاره کرده، مي‏فرمايد: «تو موظفي که ايّام الهي و روزهاي خدا را به ياد قوم خود بياوري».
مسلماً همه روزها، ايام الهي است؛ همان‏گونه که همه مکان‏ها متعلق به خدا است. اگر نقطه خاصي به نام بَيْتُ اللّه (خانه خدا) ناميده شد، دليل بر ويژگي آن است. همچنين عنوان «اَيّام اللّه» مسلماً اشاره به روزهاي مخصوصي است که امتياز و روشنايي و درخشش فوق العاده‏اي دارد. به همين جهت مفسران در تفسير آن احتمالات مختلفي داده‏اند:
برخي گفته‏اند: اشاره به روزهاي پيروزي پيامبران پيشين و امت‏هاي راستين آنان و روزهايي است که انواع نعمت‏هاي الهي‏براثر شايستگي‏هاشامل حال‏آنها است.
عده‏اي گفته‏اند: اشاره به روزهايي است که خداوند اقوام سرکش را به زنجير عذاب مي‏کشيد و طاغوت‏ها را با يک فرمان درو مي‏کرد!
گروهي نيز اشاره به هر دو قسمت داشته‏اند؛ اما اصولاً نمي‏توان اين تعبير گويا و رسا را محدود ساخت! «ايّام اللّه»، تمام روزهايي است که داراي عظمتي در تاريخ زندگي بشر است. هر روز - که يکي از فرمان‏هاي خدا در آن چنان درخشيده که بقيه امور را تحت‏الشعاع خود قرار داده - از ايّام اللّه است.
هر روز که فصل تازه‏اي در زندگي انسان‏ها گشوده و درس عبرتي به آنها داده شده است و ظهور و قيام پيامبري در آن بوده و يا طاغوت و فرعون گردن‏کشي در آن به قعر دره نيستي فرستاده شده و خلاصه هر روز که حق و عدالتي بر پا شده و ظلم و بدعتي خاموش گشته است؛ همه آنها از ايّام اللّه است. [3] .
در رواياتي که از ائمه معصومين‏عليهم السلام به ما رسيده «اَيّام اللّه» به روزهاي گوناگوني تفسير شده است: امام باقرعليه السلام فرموده است:
«اَيَّامُ اللّهِ ثَلاثَةٌ يَوْمُ يَقُومُ القائِمُ وَيَوْمُ الکَرَّةِ وَيَوْمُ الْقِيامَةِ» [4] ؛ «ايّام اللّه سه روز است؛ روزي که حضرت قائم‏عليه السلام قيام خواهد کرد و روز بازگشت برخي از مردگان و روز رستاخيز».
البته در پاره‏اي از روايات به جاي «يَومُ الکَرَّةِ»، «يَومُ المَوْتِ» آمده است. [5] روشن است که اين گونه احاديث هرگز دليل بر انحصار نيست؛ بلکه بيان قسمتي از مصداق‏هاي روشن است.

پی نوشت ها:
[1] ابراهيم (14)، آيه 5.
[2] جاثيه (45)، آيه 14.
[3] تفسير نمونه، ج 10، ص 272 - 271.
[4] الخصال، ص 108، ح 75؛ معاني الاخبار، ص 365، ح 1.
[5] بحارالانوار، ج 13، ص 12.



جمعه
«جمعه» روز پاياني هفته، مورد احترام مسلمانان و يکي از اعياد مهم آنان است. به عقيده برخي جمعه از آن رو «جمعه» ناميده شده که در آن جهت نماز اجتماع مي‏کنند. [1] .
اهميت شب و روز جمعه در احاديث بسياري بيان شده و اعمال و ادعيه فراواني براي آن مقرر گشته است. از مهم‏ترين اعمال مؤمنان در روز جمعه توجه به حضرت مهدي‏عليه السلام و انتظار فرج آن بزرگوار است. در اين روز زيارت آن حضرت و دعا براي تعجيل فرج او مستحب است؛ زيرا طبق برخي از روايات و زيارات، اميد ظهور آن حضرت در روز جمعه بيش از ساير روزها است. [2] .
امام صادق‏عليه السلام در اين باره فرموده است: «...وَيَخرُجُ قائِمُنا اَهْلَ البيْتِ يَوْمَ الجُمُعَةِ...» [3] ؛ «... و خروج مي‏کند قائم ما اهل بيت در روز جمعه».
همچنين در رواياتي آمده است: «وَکانَ اليَوْمُ الَّذِي نَصَبَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ‏صلي الله عليه وآله اَمِيرَالمُؤمِنينَ‏عليه السلام بِغَدِيرِ خُمِّ يَوْمَ الجُمُعَةِ وَقِيامُ القائِمِ‏عليه السلام يَکُونُ فِي يَوْمِ الجُمُعَةِ وَتَقُومُ القِيامَةُ فِي يَومِ الجُمُعَةِ...» [4] ؛ «روزي که پيامبر اکرم‏صلي الله عليه وآله، حضرت علي‏عليه السلام را در غدير خم نصب فرمود، جمعه بود و روز قيام قائم‏عليه السلام جمعه خواهد بود و روز بر پايي رستاخيز جمعه خواهد بود».
البته بين اين سه رخداد عظيم، وجوه مشترک فراواني وجود دارد. از ويژگي‏هاي ديگر اين روز با عظمت، آن است که حضرت مهدي‏عليه السلام در آن روز شريف پاي به عرصه گيتي نهاده چشم به جهان گشود. [5] .

پی نوشت ها:
[1] راغب اصفهاني، مفردات.
[2] ر.ک: بحارالانوار، ج 99، ص 215.
[3] شيخ صدوق، الخصال، ص 394، ح 101.
[4] شيخ صدوق، من لايحضره‏الفقيه، ج 1، ص 422، م 1241.
[5] کتاب الغيبة، ص 393؛ کمال‏الدين و تمام النعمة، ح 2، ص 432، ح 13 و12.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir