شاهدان ولادت مهدي‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
شاهدان ولادت مهدي‏
شيعه براي اثبات ولادت حضرت مهدي‏عليه السلام، ادله فراواني اقامه نموده است؛ از جمله آنها گواهي افرادي است که در سخنان خود اشاره به حضور هنگام ولادت آن حضرت کرده‏اند. از جمله اين افراد مي‏توان به موارد ذيل اشاره کرد:
1) امام حسن عسکري‏ پدر بزرگوار حضرت
ايشان در روايات فراواني، به ولادت فرزند خود تصريح فرموده‏اند. [1] .

2) حکيمه خاتون
حکيمه دختر امام جواد و عمه امام حسن عسکري‏عليه السلام، از زنان والا مقام نزد ائمه‏عليهم السلام بوده است وي به دستور مستقيم امام عسکري‏عليه السلام، در شب ولادت حضرت مهدي‏عليه السلام حضور داشت و بخش فراواني از روايات ولادت حضرت مهدي‏عليه السلام از سوي اين بانوي بزرگوار نقل شده است. (حکيمه خاتون) [2] .
شيخ صدوق‏رحمه الله يکي از روايات ايشان را اينگونه بيان کرده است: «حکيمه دختر امام جوادعليه السلام گويد: امام حسن عسکري‏عليه السلام مرا به نزد خود فرا خواند و فرمود: اي عمه! امشب افطار نزد ما باش که شب نيمه شعبان است و خداي تعالي امشب حجّت خود را - که حجّت او در روي زمين است - ظاهر سازد. گويد: گفتم: مادر او کيست؟ فرمود: نرجس، گفتم: فداي شما شوم اثري در او نيست، فرمود: همين است که به تو مي‏گويم - گويد: آمدم و چون سلام کردم و نشستم، نرجس آمد کفش مرا بر دارد و گفت: اي بانوي من و بانوي خاندانم حالتان چطور است؟
گفتم: تو بانوي من و بانوي خاندان من هستي، گويد: از کلام من ناخرسند شد و گفت: اي عمه جان! اين چه فرمايشي است؟ گويد: بدو گفتم: اي دختر جان! خداي تعالي امشب به تو فرزندي عطا فرمايد که در دنيا و آخرت آقا است. گويد: نرجس خجالت کشيد و حياء نمود.
و چون از نماز عشا فارغ شدم، افطار کردم و در بستر خود قرار گرفته و خوابيدم. در دل شب براي اداي نماز برخاستم و آن را به جاي آوردم؛ در حالي که نرجس خوابيده بود و رخدادي براي وي نبود. سپس براي تعقيبات نشستم و پس از آن نيز دراز کشيدم و هراسان بيدار شدم. او همچنان خواب بود، پس برخاست و نماز گزارد و خوابيد.
حکيمه گويد: بيرون آمدم و در جست‏وجوي فجر به آسمان نگريستم و ديدم فجر اوّل دميده است و او در خواب است. شک بر دلم عارض گرديد، ناگاه ابومحمدعليه السلام از محل خود فرياد زد: اي عمه! شتاب مکن که اينجا کار نزديک شده است. گويد: نشستم و به قرائت سوره «الم سجده» و سوره «يس» پرداختم. در اين ميان او هراسان بيدار شد و من به نزد او پريدم و بدو گفتم: اسم اللّه بر تو باد آيا چيزي را احساس مي‏کني؟ گفت: اي عمه! آري. گفتم: خودت را جمع کن و دلت را استوار دار که همان است که با تو گفتم، حکيمه گويد: مرا و نرجس را ضعفي فرا گرفت و به آواز سرورم به خود آمدم و جامه را از روي او برداشتم و ناگهان سرور خود را ديدم که در حال سجده است و مواضع سجودش بر زمين است. او را در آغوش گرفتم، ديدم پاک و نظيف است. ابومحمدعليه السلام فرياد بر آورد که‏اي عمه! فرزندم را به نزد من آور! او را نزد وي بردم و او دو کف دستش را گشود و فرزند را در ميان آن قرار داد و دو پاي او را به سينه خود نهاد. پس زبانش را در دهان او گذاشت و دستش را بر چشمان و گوش و مفاصل وي کشيد. سپس فرمود: اي فرزندم! سخن گوي: گفت: «اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّه وَحْدَهُ لاشَرِيکَ لَهُ وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ‏صلي الله عليه وآله». سپس درود بر اميرالمؤمنين و ائمه‏عليهم السلام فرستاد تا آنکه بر پدرش رسيد و زبان در کشيد». [3] .

3) نسيم و ماريه
ايشان دو تن از خدمتگزاران بيت شريف امامت بوده‏اند و از روايات استفاده مي‏شود که آنان در شب ولادت در خانه امام عسکري‏عليه السلام حضور داشته‏اند.
شيخ طوسي‏رحمه الله و شيخ صدوق‏رحمه الله با ذکر سند مي‏نويسند: «نسيم و ماريه گويند: چون صاحب الزّمان از رحم مادر به دنيا آمد، دو زانو بر زمين نهاد و دو انگشت سبابه را به جانب آسمان بلند کرد. آن گاه عطسه کرد و فرمود: «اَلْحَمْدُللهِ رَبِّ العالَمينَ وَ صَلَي اللَّهُ عَلي مُحَمِّدٍ وَ آلِهِ، ستمکاران پنداشته‏اند که حجّت خدا از ميان رفته است، اگر براي ما اذن در کلام بود شک زايل مي‏گرديد». [4] .

پی نوشت ها:
[1] ر.ک: الکافي، ج 1، ص 332، ح 12؛ کتاب الغيبة، ص 234، ح 203؛ کمال‏الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 524، ح 4، ص 431، ح 8.
[2] ر.ک: الکافي، ج 1، ص 330، ح 3؛ روضةالواعظين، ص 257؛ الخرائج والجرائح، ج 1، ص 455؛ اثبات الوصية، ص 272.
[3] کمال‏الدين، ج 2، باب 42، ح 1؛ همچنين ر.ک: کتاب الغيبة، ص 238؛ کشف‏الغمة، ج 2، ص 449.
[4] کتاب الغيبة، ص 244، ح 211؛ کمال‏الدين، ج 2، باب 42، ح 5؛ همچنين ر.ک: الخرائج والجرايح، ج 10، ص 457، ح 2.


اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir