مهدي شخصي و مهدي نوعي

نوع اصطلاح :
عنوان :
مهدي شخصي و مهدي نوعي
مقصود از مهدي شخصي، آن است که حضرتش فردي معين، زنده، موجود و شناخته شده از نظر تبار و خاندان و شخص است.
مقصود از مهدي نوعي، آن است که فردي است نامعين که در زماني مناسب زاده خواهد شد و قيام کرده، جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد. و آن مفهومي است کلي که يک مصداق دارد و بس.
از نظر منطق و برهان، «نوعي بودن مهدي» باطل و نادرست است؛ چرا که نقض غرض از قيام مهدي مي‏شود؛ زيرا غرض از قيام او پرکردن جهان از عدل و داد است؛ ولي نوعي بودن مهدي، جهان را از ظلم و ستم پر خواهد کرد. در اين صورت هر قدرتمند دروغ گويي مي‏تواند اين جامه را در بر کرده و ادعا کند که من مهدي هستم و به نام اقامه عدل، به جهانگيري پردازد. پس مدعيان مهدويّت بسيار خواهد شد و در هر زماني و در هر سرزميني، ممکن است چند تن ادعاي مهدي بودن کنند و ساده دلان و ناداناني گرداگردشان جمع شوند و به ظلم و ستم بپردازند. جنگ، سراسر جهان را فرا گيرد و عالم از خونريزي و فتنه و آشوب، آکنده گردد.
بالاتر از اين، ظلم و ستم، به نام عدل و داد به خورد جهانيان داده شود!
بنابراين، وجود مهدي نوعي، از نظر اجتماعي محال است.
از طرفي وعده‏هاي قرآن و انبيا نيز باطل و دروغ خواهد بود. عقل نيز اين نظريه را باطل مي‏شمارد. همچنين وجود مهدي پس از ظهور قابل انکار و ترديد است؛ چون دليلي براي آنکه او مهدي موعود است، وجود ندارد.
در تاريخ اسلام، مي‏بينيم که مدعيان مهدويت، بسيارآمدند ورفتند؛ولي‏خون‏ها ريختند وظلمها وستمها برپا کردند!
پس بايستي، مهدي، شخص معيني باشد که شناختش براي خلق آسان باشد و اشتباهي در تشخيص او رخ ندهد.
مهدي نوعي، با اسلام منافات دارد؛ چون روايات متواتري وارد شده که آن حضرت، شخصي معيّن، موجود و زنده است. از طرفي مهدي نوعي مستلزم آن است که سال‏ها زمين خالي از حجّت باشد و اين هم بر خلاف اصول و مباني اسلام است. با اين حال، مدعيان مهدويّت، همگي از ميان مسلمانان برخاسته‏اند؛ کساني که از اصول و مباني اسلام خبر نداشته‏اند و يا آگاه بوده و حقيقت را به مسلمانان نگفته‏اند! [1] .
يکي از دانشمندان شيعه در اين باره نوشته است:
«موضوع مهدي‏عليه السلام نه انديشه چشم به راه نشستن کسي است که بايد زاده شود، و نه يک پيشگويي است که بايد در انتظار مصداقش ماند؛ بلکه واقعيت استوار و فرد مشخصي است که خود نيز، در انتظار رسيدن هنگام فعاليتش به سر مي‏برد. در ميان ما - با گوشت و خون خويش - زندگي مي‏کند؛ ما را مي‏بيند و ما نيز او را مي‏بينم. در فضاي دردها، رنج‏ها و آرزوهاي ما است و در اندوه و شادي ما شريک است، شکنجه‏هاي آزردگان و تيره روزي ناکامان زمين و بيداد ستمگران را - دور يا نزديک - مي‏بيند و به انتظار لحظه‏اي است که فرا رسد و دست پر توان خويش را سوي همه رنج کشيدگان، محرومان و سيه‏روزان دراز کند و طومار ستمگران را بريده و در هم پيچيد.
البته تقدير اين رهبر منتظر، چنين است که خود را آشکار نسازد، با اينکه همراه با ديگران، لحظه موعود را انتظار مي‏کشد، خود را به آنان ننماياند.
... در احاديث نيز، پيوسته «انتظار فرج» و در خواست ظهور مهدي‏عليه السلام ترغيب و توصيه شده است تا مؤمنان همواره چشم به راه او باشند. اين تشويق، تحقق همان همبستگي روحي و وابستگي وجداني منتظران ظهور و رهبرشان است. چنين بستگي و پيوندي، جز با اينکه مهدي‏عليه السلام را هم اکنون انساني تجسم يافته بشماريم، پديد نمي‏آيد. تجسم يافتن مهدي‏عليه السلام تحرک تازه‏اي به «فکر انتظار منجي» مي‏بخشد و آن را از توانايي و آفرينندگي بيشتري برخوردار مي‏کند. گذشته از آن، در انساني که به طرد ستم‏ها پرداخته و رهبر منتظر خود را نيز هم درد، هم رنج، همسان و وابسته به خويش احساس مي‏کند، نوعي مقاومت و شکيبايي - در برابر دردهايي که در اثر محروميت به او رسيده - ايجاد مي‏شود. [2] .

پی نوشت ها:
[1] راه مهدي‏عليه السلام، ص 63 و 64.
[2] سيد محمد باقر صدر، جستجو و گفتگو پيرامون امام مهدي ‏عليه السلام، ص 8 - 6.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir