عملیات والفجر 10 (حلبچه)

عملیات والفجر 10 (حلبچه)

جمهوری اسلامی ایران برای پاسخ گویی به بمباران و موشک باران مناطق مسکونی شهرها و احقاق حقوق خود در مجامع بین المللی، با تغییر منطقه عملیاتی از جنوب به غرب، در صدد برآمد تا قدرت رزمندگان اسلامی را بار دیگر به جهانیان نشان دهد.

بدین منظور عملیات گسترده ای در غرب کشور در دشت های سلیمانیه عراق هم زمان با مبعث رسول اکرم (ص) به نام والفجر 10، آغاز شد. این عملیات در روز سه شنبه 25/12/1366، شروع و در 5 مرحله به اجرا در آمد.

منطقه حلبچه و خرمال، اگرچه از گذشته مورد توجه طراحان نظامی سپاه پاسداران بود و هر از چند گاهی در مقاطع مختلف جنگ مورد بررسی آنان واقع می شد، لیکن با توجه به این که تلاش اصلی همواره در جبهه جنوب صورت می گرفت، انجام عملیات در منطقه مذکور هیچ گاه به طور جدی طرح نمی گردید. به دنبال اصلی شدن جنگ در جبهه شمالی – که در پی پیدایش مشکلات و معضلات بسیار بر سر راه انجام عملیات در جبهه جنوبی ایجاد شد – و نیز توقف عملیات در منطقه بیت المقدس 2، توجه بیشتری به منطقه حلبچه مبذول گردید. طراحی عملیات والفجر 10 در حالی انجام شد که دشمن اگر چه منطقه عملیاتی بیت المقدس 2 – را به دلیل احتمال هجوم قوای ایران – مسدود نموده بود، لیکن تهاجم اصلی را در جبهه جنوب محتمل می دانست. به این ترتیب عملیات بزرگ سال 66 در منطقه عمومی حلبچه طراحی و اجرا شد.

valfajr10(halabche).jpg

اهداف عملیات

در این عملیات، علاوه بر اهداف سیاسی، سه هدف عمده نظامی مورد نظر بود:

1- آزاد سازی شهرهای حلبچه، خرمال، دوجیله، بیاره و طویله.

2- فراهم سازی مقدمات تصرف سد دربندیخان.

3- انسداد عقبه اصلی دشمن در استان سلیمانیه.

منطقه عملیات

منطقه عمومی حلبچه به جز در غرب و شمال که دریاچه سد دربندیخان در آن واقع است، توسط ارتفاعات بلند و صعب العبوری محصور شده است که هر یک از این ارتفاعات از اهمیت زیادی برخوردار است؛ به طوری که بالامبو و شاخ آن بر دریاچه دربندیخان و دشت و ارتفاعات تمورژنان مسلط است. شاخ تمورژنان نیز بر شاخ شمیران، سد دربندیخان، تونل جاده سلیمانیه – بغداد تسلط دارد.

علاوه بر ارتفاعات فوق الذکر، می توان از ارتفاعات و ناهمواری های دیگر منطقه نام برد که مهم ترین آن ها عبارتند از: ارتفاعات پرونیه، توانیر، پنج قله، شینه روی، تپه چناره، سه تپه، خورنوازان، تپه هانی قول، تپه سزام و شاخ دارزین.

هم چنین شیارهای موجود در منطقه نقش موثری در اختفاء نیروهای خودی داشته و بعضاً به عنوان معابر وصولی مورد استفاده قرار گرفته اند. از جمله این شیارها می توان از دره گلان، شیار زلم، شیار سورمر، شیار سازان، دره خورنوازان، شیار بالای روستای خورد و شیار وشکنام نام برد.

مهم ترین تاسیسات اقتصادی منطقه، سد دربندیخان است که علاوه بر پرورش ماهی و کشاورزی، در تامین برق قسمت و سیعی از عراق نقش مهمی دارد. پادگان حلبچه، پادگان لشکر 27 در کانی مانگا، مقر فرماندهی نیروهای دفاع الوطنی سپاه یکم در منطقه روداژه و پایگاه های موشکی سام 2 و سام 7 نیز از جمله تاسیسات نظامی در این منطقه می باشند.

شهرهای مهم عراق در این منطقه نیز به ترتیب وسعت و اهمیت عبارتند از: حلبچه، خرمال و دوجیله.

استعداد دشمن

منطقه عملیاتی، تحت مسئولیت سپاه یکم عراق قرار داشت. پدافند این منطقه قبلاً برعهده نیروهای جاش (مزدوران کرد عراقی) بود و آن ها علاوه بر حفظ خطوط پدافندی، ماموریت مقابله با کردهای معارض را نیز بر عهده داشتند. با شروع فعالیت هایی همچون آماده سازی زمین، تردد خودروها و ... از سوی قوای خودی در این منطقه، دشمن نیز به اقداماتی از قبیل جایگزینی نیروهای نظامی با جاش ها، تقویت منطقه با تیپ های جدید و ... مبادرت ورزید. در مجموع یگان هایی که از قبل و نیز در جریان عملیات در منطقه حضور یافتند، عبارت بودند از:

تیپ های 96، 606، 39، 14، 402، 602، 506، 422، 420، 72، 13، 707، 702، 95 و 433 پیاده.

تیپ های 80، 17 و 50 زرهی.

تیپ های 24، 27 و 46 مکانیزه.

تیپ های 65، 66 و 68 نیروی مخصوص.

تیپ 1 کماندویی سپاه چهارم، تیپ 2 کماندویی سپاه سوم و تیپ 2 کماندویی سپاه یکم.

قوای خودی

قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) به عنوان قرارگاه مرکزی عمل می کرد.

الف – قرارگاه قدس تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

- لشکر 7 ولی عصر (عج) با 6 گردان.

- لشکر 33 المهدی (عج) با 6 گردان.

- لشکر 25 کربلا با 10 گردان.

- لشکر 19 فجر با 6 گردان .

- لشکر 17 علی ابن ابی طالب (ع) با 6 گردان.

- لشکر 41 ثارالله با 7 گردان.

- تیپ مستقل 39 بیت المقدس با 4 گردان.

ب – قرارگاه ثامن الائمه (ع) تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

لشکر 9 بدر با 8 گردان.

لشکر 55 ویژه شهدا با 6 گردان.

تیپ مستقل 36 انصار المهدی با 4 گردان.

تیپ مستقل 75 ظفر با 2 گردان.

تیپ مستقل 29 نبی اکرم (ص) با 6 گردان.

سپاه چهارم باختران با 6 گردان.

ج – قرارگاه فتح تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

لشکر 8 نجف اشرف با 5 گردان.

لشکر 14 امام حسین (ع) با 5 گردان.

لشکر 11 امیر المومنین با 4 گردان.

تیپ مستقل 82 صاحب الامر با 3 گردان.

تیپ مستقل 91 بقیة الله (عج) با 3 گردان.

تیپ مستقل 44 قمربنی هاشم با 3 گردان.

تیپ مستقل 100 انصارالرسول با 3 گردان.

طرح عملیات

به علت وجود ارتفاعات سرکوب سورن در شرق منطقه عملیاتی و دریاچه دربندیخان در غرب آن، در حد فاصل انتهای شمال شرقی دریاچه تا ارتفاعات سورن تنگه ای به عرض 10 کیلومتر ایجاد شده است که در مباحث طرح مانور، تضمین موفقیت عملیات را در گرو انسداد این تنگه با الحاق از دو محور می دانستند. این عمل می بایست در محور شمال از مله خور به طرف خرمال و در محور جنوبی از غرب بالامبو در امتداد تمورژنان با تصرف سرپل احتمالی در کمر دریاچه و سرانجام الحاق دو بازو در تنگه و محاصره دشمن انجام می شد.

به منظور تحقق طرح مانور یادشده، قرارگاه قدس در محور شمالی مامور بستن تنگه و تصرف پل گردکو (عقبه اصلی دشمن به کل منطقه) شد. قرارگاه فتح در محور جنوبی می بایست ضمن تصرف بالامبو و تمورژنان با تامین سرپل در کمردریاچه، برای مقابله با حرکت احتمالی دشمن، با احداث پل از آمادگی لازم برخوردار باشد. قرارگاه ثامن الائمه(ع) نیز در محور میانی مامور شد تا در منطقه گوزیل – دشت سازان به طرف حلبچه پیشروی کند و در مرحله دوم جاده بیاره – طویله – نوسود را تصرف و آزاد نماید. هم چنین، قرارگاه رمضان ماموریت یافت علاوه بر فعالیت های شناسایی، با مشارکت تیپ 75 ظفر و کردهای معارض ضمن تصرف شهر، توپخانه دشمن رامنهدم سازد.

شرح عملیات

عملیات در ساعت 2 بامداد 24/12/1366 با رمز مبارک یا محمد ابن عبدالله (ص) آغاز شد. سرعت عمل یگان ها به گونه ای بود که اغلب آن ها توانستند تمامی اهداف خود در مرحله اول را به تصرف در آوردند. به غیر از واکنش دشمن در شاخ سورمر و شاخ شمیران تحرک دیگری از نیروهای عراقی مشاهده نشده و تعداد زیادی از آن ها که در خواب بودند، کشته و اسیر شدند.

رزمندگان اسلام پس از عبور از موانع سخت و ایذایی دشمن موفق شدند حدود 20 روستا واقع در شمال و جنوب و غرب شهر خرمال را آزاد نمایند.

رزمندگان روز بعد نیز توانستند مقاومت نیروهای دشمن را در هم شکسته و پیروزمندانه وارد شهر خرمال عراق شده و شهر را کاملا پاکسازی نمایند. در دروازه شهر گروهی از مردم به استقبال رزمندگان اسلام آمدند.

در محور قرارگاه قدس، پس از تصرف مله خور و ارتفاعات چناره، خرنوازان، هانی فتح، اگر چه بالامبو و تنگه به تصرف درآمد، لیکن به دلیل توقف قرارگاه قدس و نیز واکنش دشمن در جناح چپ عملیات،نیروها روی شاخ سورمر و شاخ شمیران متوقف شدند. در محور قرارگاه ثامن الائمه(ع)، نیروهای عمل کننده ارتفاعات مگر از سلسله ارتفاعات بالامبو و نیمی از شیندروی را تصرف کردند و به رغم روشن شدن آسمان، برای الحاق روی یال ارتباطی شامل دشت سازان و سپس نیمی دیگر از ارتفاعات شیندروی، به پیشروی خود ادامه دادند. قرارگاه رمضان نیز در این مرحله تنها توانست پمپ بنزین شهر حلبچه را به آتش بکشد.

قابل ذکر است که نیروهای جهادگر با احداث جاده های مناسب در ارتفاعات سر به فلک کشیده و زدن پل های حیاتی، نقش مهمی در تسریع حرکت نیروهای عمل کننده ایفا کردند، تا جایی که نیروهای به اسارت گرفته شده در عملیات والفجر 10 از سرعت عمل نیروهای عمل کننده در این منطقه صعب العبور ابراز شگفتی می کردند. سرهنگ پیاده کوکب محمد امین از تیپ کماندویی لشکر 34 عراق می گوید: باوجود موانع سخت و طبیعی و ایذایی، به ذهن ما خطور نمی کرد که رزمندگان اسلام بتوانند به ما نزدیک شوند، از این رو ما زمانی از آغاز عملیات با خبر شدیم که در محاصره کامل قرار داشتیم.

با گذشت ساعت ها از آغاز عملیات و تصرف شهر خرمال وده ها روستا در استان سلیمانیه، طارق عزیز وزیر امور خارجه عراق طی مصاحبه ای در لندن اعلام کرد: اخبار مربوط به عملیات ایران در جبهه ها تنها یک شایعه است.

در حالی که نیروهای خودی از روحیه خوبی برخوردار بودند و تلفات آنان نیز بسیار اندک بود، از هم گسیختگی قوای دشمن و عدم حضور جدی آنها در منطقه موجب شد تا بر تسریع آغاز مرحله دوم عملیات تاکیدشود. دشمن بنابر تصوری که در مورد عملیات داشت، ستون های متعدد و طویلی را با عبور از پل های ملاویسی و زلم به طرف دوجیله و سپس حلبچه کرد.

مرحله دوم عملیات

بعد از ظهر چهارشنبه 26/12/1366، دلیرمردان سپاه با پیشروی در غرب شهر خرمال، روستاهای تپه کالاری، حاجی رقه، تپه توکه، کپه کول و ... را توانستند، آغاز کنند. با آزاد سازی این روستاها ارتباط شمال و جنوب استان سلیمانیه قطع شد و شهر مهم دوجیله و بیش از 20 روستای اطراف آن آزاد شد.

مرحله سوم عملیات

در بامداد پنج شنبه27/12/1366، آغاز و پس از عبور از رودخانه های خروشان سیران، زیمکان و آب لیله، مواضع، پایگاه و استحکامات دشمن را در سلسله ارتفاعات بالمبو و گزیل و بیش از 24 ارتفاع دیگر در جنوب استان سلیمانیه عراق در هم کوبیدند و بر بیش از 90 روستای منطقه عمومی حلبچه تسلط پیدا کردند و روستاهای حد فاصل شهر دوجیله و دریاچه دربندیخان عراق آزاد شد و نیروی دریایی سپاه با استقرار در شرق دریاچه، تحرکات دشمن در آن سوی دریاچه را زیر نظر گرفت و پیشروی به سوی شهر حلبچه از چندین جناح ادامه، و این شهر به محاصره در آمد و سرانجام رزم آوران اسلام موفق شدند، در زیر بمباران های شدید هوایی و شیمیایی دشمن، شهر 70 هزار نفری حلبچه را آزاد نمایند.

مرحله چهارم عملیات

این مرحله از نیمه شب پنج شنبه 27/12/1366، آغاز و رزمندگان اسلام، پس از تثبیت مناطق آزاد شده، موفق شدند شهر مرزی و کردنشین نوسود را که بیش از 7 سال زیر سلطه دشمن قرار داشت و بغداد آن را به عنوان پایگاهی برای ضد انقلابیون و منافقین وابسته تبدیل کرده بود، از تیررس دشمن خارج سازند.

با استقرار کامل نیروها در شهر نوسود موفق شدند دو شهر نظامی طویله و بیاره و بیش از 8 روستای اطراف آن در نزدیکی نوار مرزی را آزاد کنند.

دشمن در روز جمعه 28/12/1366، در محورهای شمالی عملیات والفجر 10 اقدام به پاتک کرد که با هوشیاری و آمادگی رزمندگان اسلام دفع شد و دشمن پس از به جای گذاشتن ده ها کشته، زخمی و اسیر، ناگزیر به عقب نشینی شده و مواضع قبلی خود را نیز از دست داد.

مرحله پنجم عملیات

مرحله پنجم در شب چهارشنبه 3/1/1367 آغاز و حماسه آفرینان بسیجی و پاسدار، به دشمن حمله کردند تا به جنایت بعثی ها در بمباران شیمیایی شهر حلبچه پاسخ گویند. در این عملیات که در محور خرمال به سید صادق در استان سلیمانیه انجام شد، 19 ارتفاع حساس منطقه، از جمله ارتفاعات 1058 (وربشن) مشرف بر شهر سید صادق و چندین روستای دیگر استان سلیمانیه آزاد شد.

پیام امام خمینی (ره) به مناسبت عملیات والفجر 10

امام (ره) در پاسخ به نامه فرمانده کل سپاه پاسداران چنین اظهار فرمودند:

... اخبار پیروزی ها و حماسه های دلاوران اسلام نه تنها دل ملت ما، که قلب همه مستضعفان و محرومان را شادمان نمود و صدام و عفلقیان و حامیان و اربابان او، خصوصا آمریکا و اسرائیل را عزادار کرد. سلام خالصانه مرا به همه فرماندهان عزیز و شجاع و رزمندگان ظفرمند پیروز سپاه و بسیج و ارتش و هوانیروز و نیروی هوایی و جهادگران دلاور و گمنام و امدادگران و کلیه نیروهای مردمی و کُرد ابلاغ کنید و سلام و تشکر ملت ایران را به مردم شهرهای آزاد شده عراقی که بدون این که حتی یک گلوله هم به طرف آنان و شهرهای آنان شلیک شود، با آغوش باز و فریاد الله اکبر از رزمندگان ما استقبال نمودند، برسانید و به آن ها بگویید که می بینید صدام چگونه دیوانه وار شما و شهرهایتان را بمباران خوشه ای و شیمیایی می کند، و خواهیم دید که جهان خواران چگونه در تبلیغات مسموم خود از کنار این پیروزی های بزرگ و جنایت صدام خواهند گذشت.

نتایج عملیات

آزاد سازی منطقه ای به وسعت حدود 1200 کیلومتر مربع شامل شهرهای حلبچه، خرمال، بیاره، طویله و هم چنین نوسود از شهرهای ایران.

کاهش خط پدافندی خودی.

گشودن جبهه ای جدید برای دشمن و انتقال توان عمده ای از ارتش عراق به جبهه شمالی.

به اسارت درآوردن 5440 نفر از نیروهای دشمن.

انهدام 270 تانک و نفربر، 60 توپ صحرایی، 20 ضدهوایی، 40 خمپاره انداز، 13 دستگاه مهندسی، 230 خودرو و 750 اسلحه انفرادی و آرپی جی هفت.

به غنیمت گرفته شدن 90 تانک و نفربر، 100 توپ صحرایی، 20 توپ ضد هوایی، 20 خمپاره انداز، 15 دستگاه مهندسی، 800 خودرو و 6110 اسلحه انفرادی و آرپی جی هفت.

خلاصه گزارش عملیات :

نام‌ عمليات: والفجر 10 (حلبچه)

زمان‌ اجرا: 25/12 /1366

تلفات‌ دشمن‌:15400 (كشته، زخمي‌ و اسير)

رمز عمليات: يا رسول الله (ص)

مكان‌ اجرا: منطقه‌ عمومي‌ حلبچه و سد دربندیخان – محور شمالی جنگ

ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: نیروی زمینی سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌

اهداف‌ عمليات: آزادسازی شهر حلبچه عراق و مناطق پیرامون و دسترسی به سد دربندیخان

اضافه کردن نظر

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود خدمات رسانی پایگاه جامع عاشورا نقش کاملا موثری ایفا می کنند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف پایگاه جامع عاشورا، ما را از این فیض الهی محروم نفرمایید.

چند نکته:
• نظرات شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت منتشر خواهد شد.
• نظرات تکراری و تبلیغاتی(به جز وبلاگ ها) تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• در صورتی که نظر شما نیاز به پاسخ دارد، پاسخ خود را در ذیل همان موضوع دنبال فرمایید.

نظرات  

 
رحیم صحرایی
+1 #33 رحیم صحرایی 1395-09-18 14:58
با سلام واقعا مطالب ریبایی گذاشته اید.یادش بخیر موقع اعزام تازه سال تحویل شده بودمن هم بعنوان نیروی داوطلب ازلشکر28روح الله ازاهوازاعزام شدم...درشهربیار ه عراق پست نگهبانی بودم موردحمله هوایی دشمن قرارگرفتیم اکنون جانباز ناعل گردیده ام کاش شهادت نصیبم میشدهرچند ماراازیاد برده اندجان برکف اماده گوش به فرمان رهبرم هستم.....
 
 
فرشاد گلمحمدی
+2 #32 فرشاد گلمحمدی 1395-08-22 10:56
سال دوم دبیرستان بسیجی گردان حمزه .ع. از تیپ خط شکن نبی اکرم .ص.کاش شهید شده بودیم ..........
 
 
فرشاد گلمحمدی
+2 #31 فرشاد گلمحمدی 1395-08-22 10:53
یادش بخیر بسیجی بودم .آر.پی .جی. زن در ارتفاعات شندروی. درود بر سید علی خامنه ای
 
 
فرید اسکندری
+1 #30 فرید اسکندری 1395-06-25 20:57
با سلام به پیشگاه شهداو امام شهدا و نایب بر حقش امام خامنه ای من یکی از رزمندگان 16 ساله در ساله 66 بودم و عملیاتهای کربلای 4 و 5 را تجربه کرده بودم و ابتدا از امیدیه هتل اعزام شدیم به 160 کیلومتری کردستان عراق که یک عملیات بزرگ و تاریخی را داشتیم رقم میزدیم این عملیات جوری بود که تیپ 35 امام حسن میخواست انجام دهد باید یک مسیر طولانی را که باید 4 شبانه روز از میان کوههای پر از برف و روستاهای کرد نشین تابع شهر سلیمانیه شمال عراق بود راه سپری میکردیم و با فرماندهی حاج استوار یا سردار غیور فعلی بیت امام محمودابادی با گذشتن از شهر سلیمانه از پشت و با هماهنگی فرماندهان ما از پشت دشمن را بزنیم و رزمدگان از ارتفاعات پیش رو و آتش توپ خانه ارتش دشمن را نابود کنیم تصور کنید که اگر ما از پشت به دشمن و رزمندگان از جلو حمله میکردند ما هم دچار آتش نیروی خودی صددرصد میشدیم و تمام آتش خودی بر روی ما و عراقیها میبارید و بدینوسیله کمتر کسی از گردان و تیپ به قول سردار محمودابادی شربت شهادت نمینوشید و اجساد ما اگر پیروز نمی شدیم توسط بعثی ها در گورهای دسته جمعی دفن میشد اما به ولای امام حسین و زهرای اطهر همیشه وقتی یادم میاید که عملیات توسط ستون پنجم لو رفت و مجبور شدیم از جلو حمله بیت المقدس 3 را رقم بزنیم کاش خواب و سراب بود لو رفتن عملیات و انجام میگرفت شاید خدا من هم در زمره شهدا قبول میکرد همیشه با یادش میسوزم و میسوزم که چرا لایق نبودم کاش آرزویم این بود پودر شوم وگمنام باشم اما افسوس و صد افسوس از کسانی که این خاطره را میخوانند میخواهم و مشغول ذمه با شند تا برایم دعا کنند تا موقعیت شهادت برای بوجود آید تا فزت برب الکعبه شومH
 
 
یاری بوگری
+2 #29 یاری بوگری 1395-05-13 13:39
باسلام مطالب خیلی خوب بود خوشا به حال وهوای ان روزها واین حقیرهم دانش اموز کلاس دوم راهنمایی بودم وافتخار شرکت در این عملیات در گردان خط شکن سر افراز تیپ 44 حضرت قمر بنی هاشم (ع) را داشتم وجادارد از تمام رزمندگان وفرمانده گان ان عملیات قدردانی کرد وبوسه بر دستان انهازدوصلوات برشهدای عزیزان عملیات عزیز.
 
 
غريب على
+3 #28 غريب على 1394-11-10 23:03
سلام.
درود بر دلير مردان غيور و جانبازان و رزمندگان كه در اين عمليات شركت كردند.. روح شهداء شاد باشد...
بنده در حلبچه زندگى مى كنم امروزه..
من بياد دارم روزى كه رزمندگان وارد شهرمان شدند به ايشاد دست مى زديم و سلا م سلام مى گفتيم،
امروز هرچه ارشيو ى كه داريم حاصل دلاوريهاى مردان رسانه ى رزمندگان است ، كة ما در ياد بود حلبچه به نمايش مى گزاريم.
امروز ما در خدمت تمام رزمندگانى هستيم كة در آن عمليات شركت كردند ، يا هر ارشفى عكسى از آن روزها دارن براى ياد بود حلبچه.
 
 
محمد عموزیدی
+1 #27 محمد عموزیدی 1394-03-30 19:13
سلام به همه یادگاران جنگ.منم یکی از خادمین عزیزان درعملیات وافجر ده هستم.فرمانده تیم ویژه شهادت که در شب دوم در شاخ سومر مجروح شدم.وبعدش با شهیدحاج احمد کا ظمی وحاج علی اسحاقی همسنگر شدیم برا مرحله دوم.یاد ان روزها بخیر.حالا شدیم گمنا مان جنگ.در ضمن برادر پرنده یادان روزا در مخابرات بخیر.منو حاج محسن شهپری باهم بودیم.
 
 
ناصر حسنوندی
+2 #26 ناصر حسنوندی 1393-12-26 11:46
سلام بنده ان زمان یادش بخیر جوان بودیم نترس کلم بوی قورمه سبزی می داد در سردشت تیر ماه 1365 بمباران شیمیای در شهر سردشت بودیم برای مداوا سرپای به اورزانس بهداری رفتیم حال که سنمان بالارفته مشکلات تنفسی داریم و عوارض شیمیای بمب خردل بعد از سالیان سال با بالا رفتن سن بوجود می اید جهت در صد مواد شیمیای به بنیاد و نیروی انتظامی مرویم و بعد از چندین بارو چند کمسیون و دارا ی 16 ماه حضور در جبهه فقط بی نتیجه وما راه ازیاد برده اند و نمی دانند یک زمانی مابرای اسلام خاک و مملکت جنگیدیم و فقط شعار می دهند شهدا ما شرمنده ایم ولی ولی توجه به مشکلات همرزمان شهدا نمی کنند
 
 
اتابک -برازجان
+2 #25 اتابک -برازجان 1393-10-15 11:50
سلام بنده هم افتخار داشتم در شب اول بعنوان تخریبچی لشکر 33 المهدی در عملیات حضور داشته باشم . هفده ساله بودم . به آن ایام افتخار میکنم
 
 
رزمنده دوران جنگ تحمیلی
+2 #24 رزمنده دوران جنگ تحمیلی 1393-09-16 21:11
بنده هم در این عملیات حلبچه افتخار جانبازی پیدا کردم و مفتخر به درجه جانبازی هفتاد درصدی شدم انشاء ا... کشور عزیز مان ایران اسلامی به وجود نازنین آقا امام زمان عج همیشه آرام و امن و سر بلند و یرافراز و پیروز باقی بماند انشاءا... جانباز هفتاد در صد
 
 
امیرحسین
+4 #23 امیرحسین 1393-09-04 16:11
متشکرم . واقعا زحمت کشیده شده است . خدا قوت و خسته نباشید.
 
 
سبحانی سید محمد جعفر
+3 #22 سبحانی سید محمد جعفر 1393-08-11 09:47
بسم رب الشهداء والصدیقین؛ یادش بخیر گردان صاحب الزمان (عج) تیپ 83سنندج نیز در این عملیات شرکت داشت و شهید شیرزاد کاظمی از بیجار و شهید حسن صفر آبادی از شهر کنگاور جزء این شهداء بودند.
بعد از اتمام عملیات روز اول فروردین 1367بود که وارد شهر خود بیجار شدم و با استقبال مردم روبروشدیم.
 
 
حمید
+3 #21 حمید 1393-07-07 09:36
با تشکر تداعی روزهای پر از تلخی و شیرینی بود کردهیا ایران و عراق در این عملیات خوش درخشیدند و تاوان سنگینی هم دادند. که آثارش اکنون هم هست یاد همه ی شهدا گرامی باد
 
 
علی اکبر شادمانی
+2 #20 علی اکبر شادمانی 1393-04-13 14:00
با سلام بنده به عنوان وظیفه پزشکیار لشکر المهدی بودم که برادر حاج صداقت از فیروز اباد که فرمانده بهداری بود من وشهید رسولی که بعدا در شلمچه شهید شد به فرماندهی برادر پاسدار توکلی بعد از برادران اطلاعات عملیات که هنوز راه وجود نداشت فرستادمان جلو قبل از حسین ابادکه یادم هست هر کجا برف بود پلاستیکی که دور پتو داشتیم زیر پایمان میگذاشتیم وبا اسکی پایین میرفتیم یادش بخیر
 
 
يوسف
+2 #19 يوسف 1393-02-27 17:07
:sad:
من خودم تو اون عمليات بودم اما نمي دونم چرا از لشكر ما چيزي ننوشتن خدايش هم تا برج 4 اونجا بوديم تو شاخ شمران بودم تا عقب نشيني از اون مناطق ديدبان لشر هم بودم :sad: اتفاقا بدنبال دوستانم هم هستم اگه كسي اونجا بودم پيام بذاره .....
 
 
خ.احمدی
+4 #18 خ.احمدی 1393-02-06 20:21
چراکسی نمی پرسه رزمندگان عملیات والفجر10 اونایی که مجروح شدن، اونایی که الان یادگاریهای عملیاتوهنوزتوبد نشون هست.چکارمیکنن؟ح الشون خوبه؟بابام یکی ازمجروحین شیمیایی این عملیاته که به لطف مسئولین ایثارگران شهرستان کارت ایثارگری هم نداره و داره با یادگارعملیات والفجر10 زندگی میکنه...
 
 
rahimi
+3 #17 rahimi 1393-01-31 14:22
سلام

باتشکراززحمات شما در جمع آوری اطلاعات مربوط به جنگ حلبچه ،بنده به عنوان یک ایرانی در زمان دفاع مقدس بعنوان پاسدار وظیفه مدت 28ماه درسپاه پاسداران انقلاب اسلامی (لشکر 19فجر فارس)و بیش از 4ماه درمنطقه عملیاتی فوق در راه دین وکشورم ایران بر اساس دین و وظیفه دینی و وطنی جنگیدم ، البته بنده خاک پای رزمند گان اسلام بود ه و هستم چه بسیجی چه سپاهی ، همه مردانه و جان بکف جنگیدند . اما خوب است نامی هم از سربازانی که در این عملیات مهم و سرنوشت ساز مجروح و شیمیایی و شهید شدنددر این سایت هم یادی بشود .یاد تمام رزمندگان اسلام گرامی باد
 
 
porua10
+2 #16 porua10 1393-01-17 18:40
ممنون عالی بود :lol:
 
 
میلاد احمدپور
+6 #15 میلاد احمدپور 1392-09-08 13:24
فرزند شهید هستم.دوس دارم بیشتر از پدرم بدانم.ایشان در عملیات ولفجر 10 در تاریخ 67/1/8 در سید صادق شهید شدند.اگر کسی تصاویری از آن روز دارد ممنون میشم.
 
 
میلاد احمدپور
+3 #14 میلاد احمدپور 1392-09-08 13:21
سلا بر شهدای اسلام و شهدای جنگ تحمیلی و جانبازان عزیز و همرزمانش.
بنده فرزند شهید احمدپور هستم از گیلان شهر رشت.پدرم در گردام محمد رسول الله بود و در شهر سید صادق در تاریخ 67/1/8 در عملیات ایذایی شهید شدند چیزی که همرزمانش نقل میکنندودوس دارم اگر کسی پدرم را میشناسد بیشتر با آنها حرف بزنم.یا تصاویری از آن داشته باشم.ممنون از شما
 
 
علی رضا(مسعود) بجستانی
+5 #13 علی رضا(مسعود) بجستانی 1392-07-27 00:14
کاش میشد از اون مناطق دیدن کنیم تا خاطراتمون زنده باشه اما چون تو مناطق عراقه خیلی سخته
اما اگر میشد از بالای اون کوههایی که مشرف به اون مناطق که متعلق به کشورمون هستش دیدن کنین خیلی خوب میشد
یاد همه دوستانی که تو اون مناطق خدمت میکردند خالی نزدیک سنگرمون یک رود بسیار کوچکی بود که ظهر ها بعلت گرمای زیاد آبتنی میکردیم
بازهم یادش بخیر و ممنون از دوستانی که مطالمنو خوندند و دستندرکاران این سایت ;-)

تو مدتی که در خط بودیم فقط یکبار نوبت من شد که برم کمین اتفاقاتی پیش اومد که خالی از بیان نیست:
کشیک کمین 4 ساعته بود من 8 صبح رفتم تو کمین که ساعت12 باید نفر بعدی میامد بجای من از قضا عراقی ها شروع کردند به خمپاره زدن اون نفری که باید بجای من میامد نمیدونم چرا نیامد اما علتشو خودم فهمیدم .
دشمن خیلی بیش از حد خمپاره میزد منم زیاد سخت نگرفتمقبول کردم که 4 ساعت دیگه تو کمین بمونم و اون نفر خیلی خوشحال شد که من قبول کردم بجای اون هم کشیک بدم بپه هایی که تو کمین بودند من چی میگم جای خیلی کوچک و در دید مستقیم دشمن ضهر برام نهار اوردند جاتون خالی پاو باقلا بود خیلی میچسبی تو کمین فقط اینو بگم که دوبار برام غذا آوردند علتش این بود که بعلت خمپاره اونقدر گردو خاک رو غذا مینشت که نمیشد اونو بخورم در ضمن حدود 100 متر جلوتر جسد یک عراقی اینقدر بوی تعفن میداد که وقتی باد از سمت دشمن به سمت ما می وزید بوی بدی میاومد اینو هم بچه هایی که تو جنگ بودند متوجه میشن و اینقدر تو اون 8 ساعت عراقی ها خمپاره میزدند که دقیقا جلو و سمت راست من 50 متری خیلی از اونا به زمین برخورد میکرد .و گردو خاکهای باقی مونده از اونا بر سر و روی من می نشت بعد از کمین به رودخانه کوچکی که نزدیک سنگرمون بود آبتنی کردم جاتون خالی اونم تو هوای مرداد ماه و گرمای خیلی زیاد عراق امیدوارم خاطراتم سرتونو بدرد نیاورده باشه
 
 
علی رضا(مسعود) بجستانی
+4 #12 علی رضا(مسعود) بجستانی 1392-07-21 00:38
بازگو کردن
نقل کردن سید عبدالله حسینی:
باسلام مطالب خوبی نوشته شده ومارابیاد آن روزهای عملیات انداخته این حقیر افتخار داشتم درسن 14سالگی درآن عملیات در محمورخرمال به سید صادق بودیم از گردان یارسول لشگر ویژه25کربلای مازندران که جاداردیادی کنیم ازشهدای دسته مان شهید احمد مدنی ازمحمودآبادوایوب کاظمی ازبابل روحشان شادونیزدیگر همرزمان یادش بخیر من نقشه سراهی خرمال چلبچه سیدصادق رادیم تمام واقع آن روزهابیادم آمدازشما کمال تشکروقدردانی رادارم درپایان خدایاشهادت رانصیب مان /بگردان الهی آمین.
واقعا یادش بخیر وقتی شبها توپخانه ایران از بلندی های پشت سرمون شلیک میکرد به سمت سید صادق صدای خیلی جالبی داشت که اون ما و شما که میشنیدیم خوب بیاد داریم
/شهادت در رکاب حضرت حجت (عج) انشاالله نصیب ما بگرداند
 
 
علی رضا(مسعود) بجستانی
+3 #11 علی رضا(مسعود) بجستانی 1392-07-18 00:22
نقل کردن سید عبدالله حسینی:
باسلام مطالب خوبی نوشته شده ومارابیاد آن روزهای عملیات انداخته این حقیر افتخار داشتم درسن 14سالگی درآن عملیات در محمورخرمال به سید صادق بودیم از گردان یارسول لشگر ویژه25کربلای مازندران که جاداردیادی کنیم ازشهدای دسته مان شهید احمد مدنی ازمحمودآبادوایوب کاظمی ازبابل روحشان شادونیزدیگر همرزمان یادش بخیر من نقشه سراهی خرمال چلبچه سیدصادق رادیم تمام واقع آن روزهابیادم آمدازشما کمال تشکروقدردانی رادارم درپایان خدایاشهادت رانصیب مان بگردان الهی آمین.
یادهمه برو بچه های بسیجی اون زمان بخیر .خصوصا شهدا سیّدعبدالله و برادر شهید عزیزمان محمّد عظیم زاده یادشان گرامی و جاودان
 
 
علی رضا(مسعود) بجستانی
+1 #10 علی رضا(مسعود) بجستانی 1392-07-17 00:34
نقل کردن سید عبدالله حسینی:
باسلام مطالب خوبی نوشته شده ومارابیاد آن روزهای عملیات انداخته این حقیر افتخار داشتم درسن 14سالگی درآن عملیات در محمورخرمال به سید صادق بودیم از گردان یارسول لشگر ویژه25کربلای مازندران که جاداردیادی کنیم ازشهدای دسته مان شهید احمد مدنی ازمحمودآبادوایوب کاظمی ازبابل روحشان شادونیزدیگر همرزمان یادش بخیر من نقشه سراهی خرمال چلبچه سیدصادق رادیم تمام واقع آن روزهابیادم آمدازشما کمال تشکروقدردانی رادارم درپایان خدایاشهادت رانصیب مان بگردان الهی آمین.
واقعا یادش بخیر وقتی شبها توپخانه ایران از بلندی های پشت سرمون شلیک میکرد به سمت سید صادق صدای خیلی جالبی داشت که اون ما و شما که میشنیدیم خوب بیاد داریم
 
 
علی رضا(مسعود) بجستانی
+4 #9 علی رضا(مسعود) بجستانی 1392-07-17 00:31
نقل کردن محمد عظیم زاده:
باسلام
برادر من هم در همین عملیات به شهادت رسید در تاریخ 1366/12/27

روحش شاد و یادش گرامی باد و همه شهدای دفاع مقدس
 
 
علی رضا 1111
+6 #8 علی رضا 1111 1392-07-16 01:57
راستی من یک بسیجی دانش آموز 17 ساله مشهدی از گردان نبی اکرم (ص)تیپ 55 ویژه شهدا بودم
درود بر تمامی شهدای دوران دفاع مقدس
 
 
علی رضا 1111
+3 #7 علی رضا 1111 1392-07-16 01:54
کاش میشد از اون مناطق دیدن کنیم تا خاطراتمون زنده باشه اما چون تو مناطق عراقه خیلی سخته
اما اگر میشد از بالای اون کوههایی که مشرف به اون مناطق که متعلق به کشورمون هستش دیدن کنین خیلی خوب میشد
یاد همه دوستانی که تو اون مناطق خدمت میکردند خالی نزدیک سنگرمون یک رود بسیار کوچکی بود که ظهر ها بعلت گرمای زیاد آبتنی میکردیم
بازهم یادش بخیر و ممنون از دوستانی که مطالمنو خوندند و دستندرکاران این سایت ;-)
 
 
علی رضا 1111
+7 #6 علی رضا 1111 1392-07-16 01:48
سلام علیکم:
اینجانب هم در اون منطقه بوودم یادش بخیر
دقیقا مقابلمون شهر سید صادق بود که شبها چراغهایش پیدا بود بین ماو دشمن دقیقا تپه ای بنام تپه سبز بود که نمایی بسیار جالبی داشت اما عراقی ها که بالای اون تپه بودند با اسلحه قناسه بطرف ما شلیک میکردند خیلی جالبه که فرمانده گروهانمون دم دمای صبح به سنگر ما سرکشی میکرد که به من گفت سرتو بیار پایین مگر صدای گلوله های قناسشونو نمیشنوی من به فرماندمون گفتم فکر میکردم وزوز پشه هستش آخه دقیقا صداش مثل وزوز پشه ها بود اما خیلی به ما سخت گذاشت اون هم ما آخرین گروهی بودیم که در اون سنگرها مبارزه میکردیم که بعد ما دیگه ایران قطع نامه 598 رو پذیرفت و ما با سنگر دیگه وداع کردیم :sad:
 
 
عباس پرنده
+6 #5 عباس پرنده 1392-01-09 17:34
بنده ياد شهيد علي شريفي را گرامي ميدارم بنده بي سيم چي ايشان بودم كه به هنگام صعود ازبالامبو از او جا مانديم وفردا ديدمش باخنده گفت برات رد گذاشتم گفتم باشه ميخواستي سركارم بزاري حتي تو اين موقعيت خلاصه من مامور شدم غذا برسونم به بچه ها كه توپخانه را از كار انداخته بودند وقتي برگشتم عراق تك كرده بود و علي را ديدم كه تير دقيق به پيشاني اش اصابت كرده و شهيد شده .لشكر٨ نجف گروهان حمزه عباس پرنده
 
 
غریبه نا آشنا
+6 #4 غریبه نا آشنا 1391-10-25 20:55
خجالت نکش منبع رو بگو دوست عزیز کسی بهت نمیگه بی سواد
اینجوری باعث نشر بیشتر میشی
اما وقتی منبع رو نمیگی و یکی مثل من میاد و میبینه برای شما که اهل جبهه و جنگ هستی تاسف میخوره که چرا ...
 
 
محمد عظیم زاده
+4 #3 محمد عظیم زاده 1391-10-24 19:42
باسلام
برادر من هم در همین عملیات به شهادت رسید در تاریخ 1366/12/27
 
 
ابو نجم بصری
+6 #2 ابو نجم بصری 1391-07-18 11:52
باسلام وخسته نباشيد
دست شما درد نکند ودعای خیر مومنان مستدام
ممنونم اگر اطلاعات راجع به عملکرد سپاه بدر ومحور عملیالت آن در عملیات والفجر 10 مقاله ی خاطره ی در سایت محترمتان ذکر بکنید ؛ آخر مجاهدتهایی این عزیزان به فراموشی سپرده شد خدا خوشش نمی آید ؛این بندگان خدا بالآخره در رکاب شما بوده وهستند چرا یادی آز آنها به میان نمی آورید ؟ کم شهید دادند کم جنباز ومعلول دادند ؟

والسلام علی عباد الله الصالحین
 
 
سید عبدالله حسینی
+3 #1 سید عبدالله حسینی 1391-04-08 19:41
باسلام مطالب خوبی نوشته شده ومارابیاد آن روزهای عملیات انداخته این حقیر افتخار داشتم درسن 14سالگی درآن عملیات در محمورخرمال به سید صادق بودیم از گردان یارسول لشگر ویژه25کربلای مازندران که جاداردیادی کنیم ازشهدای دسته مان شهید احمد مدنی ازمحمودآبادوایو ب کاظمی ازبابل روحشان شادونیزدیگر همرزمان یادش بخیر من نقشه سراهی خرمال چلبچه سیدصادق رادیم تمام واقع آن روزهابیادم آمدازشما کمال تشکروقدردانی رادارم درپایان خدایاشهادت رانصیب مان بگردان الهی آمین.
 
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir