تهاجم سال 1982 اسرائیل به لبنان

بخش سیزدهم : تهاجم 1982 اسرائیل به لبنان (عملیات صلح برای الجلیل)

در ششم ژوئن 1982 (16/3/1361) ارتش اسرائیل تهاجم بسیار وسیعی را از زمین ، هوا و دریا به لبنان آغاز کرد و به سرعت و بدون برخورد با مقاومت چندانی تا دروازه های بیروت پیش رفت و دومین پایتخت یک کشور عربی را به محاصره درآورد .

هدف اعلام شدة اسرائیل از این تهاجم ، اخراج رزمندگان فلسطینی از لبنان بود ، اما هدف اصلی روی کار آوردن یک رئیس جمهور مسیحی طرفدار اسرائیل در لبنان و کاستن از قدرت نظامی و سیاسی سوریه بر این کشور بود. «پاتریک سیل» در کتاب خود که درباره «حافظ اسید» نوشته ، چنین آورده است : «شارون [وزیر دفاع وقت اسرائیل و طراح حمله نظامی به لبنان] به دنبال این بود که بشیر جمیل را رئیس جمهور لبنان کند ، زیرا این فئودال مارونی آمادگی امضای پیمان صلح با اسرائیل را داشت» . «رابرت فیسک» نیز در این باره می گوید : «شارون برنامه کاری مخصوص خود را از همگان مخفی نگه داشت . او نه تنها درصدد اخراج فلسطینیان از مناطق مرزی بود ، بلکه می خواست لبنان را از بقیه کشورهای عربی دور کند ، زیرا از دیدگاه شارون ، مسیحیان لبنان متحدین طبیعی اسرائیل به شمار می رفتند . بدین ترتیب ، اسرائیل به دنبال این هدف بود که در پی این تجاوز نظامی خود ، لبنان دومین کشوری باشد که پیمان صلح با اسرائیل را امضا می کند .

1982-1.jpg


ارتش اسرائیل تقریباً دو سوم نیروهای نظامی خود اعم از ارتش و نیروهای شبه نظامی را وارد لبنان کرد . شش لشکر از ده لشکر اسرائیل وارد لبنان شدند و در روز اول عملیات بیش از سیصد فروند هواپیمای بمب افکن اسرائیل اقدام به بمباران لبنان کردند .

سه روز بعد از شروع تجاوز اسرائیل ، ارتش این کشور به دروازه های بیروت رسید ، بدون اینکه با مقاومت نیروهای فلسطینی یا جنبش امل مواجه شود . عقب نشینی سریع فلسطینی ها و بی توجهی نیروهای امل باعث شد که مجموعه های کوچک اسلام گرا نتوانند در جنوب لبنان با اسرائیلی ها مقابله کنند و فقط در دروازه جنوبی بیروت به مقابله پرداختند . عقب نشینی نیروهای فلسطینی به حدی سریع بود که مجموعه های اسلام گرا مجبور شدند قسمتی از نیروهای خود را از راه دریا از جنوب به بیروت منتقل کنند زیرا کلیه راه های مواصلاتی به تصرف ارتش اسرائیل درآمده بود .

 

اولین مقاومت جدی در منطقه «خلده» صورت گرفت که مدخل ورودی بیروت در جنوب این شهر است . عده ای از جوانان مذهبی شیعه با اسلحه سبک و با شعار «الله اکبر» توانستند راه را بر اسرائیلی ها ببندند. این گروه در مصاحبه با خبرنگارانی که برای اطلاع از هویت آنان به منطقه خلده رفته بودند، اعلام کردند که از «پیروان امام خمینی» (ره) هستند. این گروه که اعضای آن عمدتاً از گروه های تشکیل یافته در مساجد بودند، منطقه خلده و دانشکده علوم را سنگری برای مقاومت برگزیدند و موفق شدند، ضمن وارد آوردن تلفات سنگین به سربازان اسرائیلی، چندین تانک و نفربر را به تصرف خود درآورند و آنها را در خیابان های بیروت به تماشای عموم بگذارند.

موفقیت این گروه کوچک در متوقف کردن ارتش اسرائیل در پشت دروازه جنوبی بیروت باعث شد که رزمندگان فلسطینی مستقر در بیروت و گروه های چپ گرای لبنان نیز به تهاجم علیه ارتش اسرائیل مبادرت ورزند. اما وضعیت در مورد جنبش امل متفاوت بود. «جوزف اولمرت» تحلیلگر اسرائیلی در این خصوص می گوید: «از همان آغاز جنگ روشن بود که جنبش امل قصد رویارویی با اسرائیل را ندارد. اما مسائل در بیروت برخلاف جنوب لبنان بود. در این منطقه، به علت فشارهای سوریه، ساف و گروه های چپ گرای لبنان، بیانیه های شدید الحنی از سوی رهبران امل مبنی بر محکومیت تجاوز اسرائیل صادر شد. با این حال، با آغاز محاصره بیروت نشانه هایی به چشم می خورد که جنبش امل آماده پیوستن به گروه هایی است که بر سازمان آزادی بخش فلسطین برای ترک لبنان فشار می آروند».

مقاومت در درون بیروت و حومه جنوبی آن (معروف به «ضاحیه» که عمدتاً شیعه نشین است) برای مدت 42 روز ادامه پیدا کرد. این دوره 42 روزه، تجربه مفیدی برای رزمندگان لبنانی بود و نحوة جنگیدن با ارتشی کلاسیک و نیز سازماندهی و ارتباط با فرماندهی در پشت جبهه را به آنها آموخت. جنگ در بیروت با هجوم وحشیانه و گسترده هوایی، دریایی و زمینی اسرائیل به بیروت غربی به پایان رسید، اما ضاحیه تنها منطقه ای در بیروت بود که ارتش اسرائیل نتوانست وارد آن شود و صرفاً به استقرار در مرزهای آن اکتفا کرد.

ضاحیه سومین نقطه درگیری اسلام گرایان با ارتش اسرائیل بعد از منطقه خلده و دانشکده علوم بود. این موضوع باعث شد که مجموعه های اسلام گرا بتوانند محل امنی برای حفظ اسلحه و نیروهای خود داشته باشند. در برابر پایداری و مقاومت شگفت انگیز مردم بیروت و ضاحیه، اسرائیل احساس کرد که در صورت ورود به ضاحیه باید بهای گزافی بپردازد. آن گونه که «موشه آرنس» سفیر وقت اسرائیل در واشنگتن به الکساندر هیگ، وزیر خارجه وقت امریکا، گفت: «اسرائیل به هیچ وجه مایل به تصرف شهر بیروت و پرداخت چنین بهای سنگینی نیست.»


1982-2.jpg

تجاوز نظامی یک ماه و نیمه اسرائیل از زمین، هوا و دریا به لبنان خسارت ها و تلفات سنگینی را به شرح زیر به بار آورد:

ـ 19085 کشته از شهروندان غیر نظامی؛

ـ 980 میلیون لیر لبنانی خسارت به ساختمان ها، تأسیسات و ادارات دولتی؛

ـ 160 میلیون لیر لبنانی خسارت به بخش کشاورزی؛

ـ 24 میلیون لیر لبنانی خسارت به بخش دامداری.

بنا به اظهارات مقامات اسرائیلی، تلفات نیروهای نظامی این کشور در این عملیات که به آن نام «صلح برای الجلیل» را داده بودند، پانصد نفر اعلام شد. رابرت فیسک در این خصوص، این گونه اظهار نظر می کند: «در ظاهر پیروزی از آن اسرائیل بود. اما بخش وسیعی از جامعه اسرائیل به مخالفت با این عملیات پرداخت، زیرا از حجم تلفات انسانی وحشت زده شده بود. رهبران حزب لیکود دریافتند که افزایش تلفات انسانی در میان صفوف ارتش اسرائیل باعث سقوط دولت آنان خواهد شد، لذا به دنبال راه خروجی از این مرحله شدند. به همین علت، رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت امریکا، یکی از سیاست مداران امریکایی به نام «فیلیپ حبیب» را که از مسیحیان عرب تبار بود، برای انجام مذاکرات میان اسرائیل و لبنان به منطقه اعزام کرد.

«الیاس سرکیس» رئیس جمهور وقت لبنان که ماه های آخر دوره ریاست جمهوری خود را می گذراند، هیئتی متشکل از پنج نفر از رهبران لبنانی را با عنوان «هیأت نجات ملی» تشکیل داد تا به مذاکره با فیلیپ حبیب و اسرائیل بپردازند. اعضای این هیأت به شرح زیر بودند.

1ـ شفیق الوزان: نخست وزیر؛

2ـ فواد پطروس؛ وزیر امور خارجه؛

3ـ بشیر جمیل: رهبر شبه نظامیان مسیحی و هم پیمان اسرائیل؛

4ـ ولید جنبلاط: رهبر حزب سوسیالیست ترقی خواه لبنان؛

5ـ نبیه بری: رهبر جنبش امل.

این هیأت مذاکره با فیلیپ حبیب را آغاز کرد. نتیجة این مذاکرات، پذیرش طرح «حبیب» بود. به موجب این طرح باید آتش بس برقرار شود. و مبارزان فلسطینی در سیزده مرحله از 21 آگوست تا 3 سپتامبر 1982 (30 مرداد تا 12 شهریور 1361) لبنان را ترک کنند.

توافقات هیأت نجات ملی با فیلیپ حبیب، اعتراضات گسترده ای را در میان مسلمانان در پی داشت. «رشید کرامی» از چهره های معروف سیاسی لبنان، ضمن محکوم کردن این توافق، آن را تلاشی برای تصمیمات سرنوشت ساز حکومت ضد مصلحت لبنان و فلسطین دانست. ولید جنبلاط از هیأت خارج شد و نخست وزیر و وزیر خارجه لبنان را متهم به توطئه و عدم محکومیت اشغالگری کرد. مشارکت نبیه بری در هیأت نجات ملی و توافق وی با طرح حبیب انعکاس وسیعی در میان شیعیان و جنبش امل داشت و باعث نارضایتی شدید آنان شد؛ به گونه ای که بعضی از کادرهای رهبری امل به مخالفت با بری برخاستند و به رغم میل وی، مجموعه هایی از اعضای جنبش امل به صورت خودجوش شروع به مبارزه مسلحانه با ارتش اسرائیل کردند.


اضافه کردن نظر

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود خدمات رسانی پایگاه جامع عاشورا نقش کاملا موثری ایفا می کنند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف پایگاه جامع عاشورا، ما را از این فیض الهی محروم نفرمایید.

چند نکته:
• نظرات شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت منتشر خواهد شد.
• نظرات تکراری و تبلیغاتی(به جز وبلاگ ها) تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• در صورتی که نظر شما نیاز به پاسخ دارد، پاسخ خود را در ذیل همان موضوع دنبال فرمایید.

نظرات  

 
faa
0 #5 faa 1394-03-02 12:58
خوب بود خدا قوت :roll:
 
 
محمدی
+1 #4 محمدی 1391-04-23 05:17
حالا این نبی بری آمده خودشو نائب امام موسی صدر جا زده و همه جای لبنان رو پر کرده از عکس حودش کنار امام صدر ، خدا آن امام گمشده را به ما بازگردان