کاش تو هم مثل شیخ عبدالرزاق بودی

کاش تو هم مثل شیخ عبدالرزاق بودی

شیخ عبدالرزاق، مرد پارسایی بود و هر روز پیش از ظهر در حرم حضرت معصومه (س) به مردم مسایل دینی می گفت. گفتار او جاذبه ی خاصی داشت و بسیاری از مردم قم و زائران حضرت معصومه (س) پای منبر او می نشستند و به سخنان گرمش گوش می دادند.

یکی از کسانی که همواره پای منبر شیخ عبدالرزاق می نشست، پدر شیخ عباس قمی (محمدرضا قمی) بود. پدر شیخ عباس، علاقه ی زیادی به شیخ عبدالرزاق داشت و سخنان او را با گوش جان می شنید.

در یکی از سال ها، شیخ عباس، کتابی به نام «منازل الاخره» نوشت. این کتاب به زودی مورد توجه واقع شد و عبدالرزاق هم این کتاب را تهیه کرد و پس از مطالعه ی آن، تصمیم گرفت هر روز صفحاتی از این کتاب را بالای منبر برای مردم بخواند؛ زیرا کتاب سودمند و پر جاذبه ای بود. پدر شیخ عباس اطلاع نداشت که پسرش چنین کتابی نوشته است؛ بنابراین هر وقت که شیخ عبدالرزاق صفحاتی از این کتاب را می خواند، او با خود می گفت: «کاش پسر من هم می توانست این کتاب را که تا این اندازه شیرین و هشدار دهنده است، برای مردم و خانواده ی خودمان بخواند.»

روزی از روزها، پدر شیخ عباس این آرزوی قلبی خودش را با پسرش در میان گذاشت و گفت:

ـ شیخ عباس! کاش تو هم مثل عبدالرزاق می شدی و میتوانستی به منبر بروی و کتاب منازل الآخره را برای ما و سایر مردم بخوانی.

شیخ عباس قمی با شنیدن سخن پدر، فهمید پدرش نمی داند که مؤلف آن کتاب کسی غیر از فرزندش (شیخ عباس قمی) نیست. در این هنگام، چند بار خواست چیزی بگوید و پدرش را متوجه کند؛ ولی هر بار خودداری کرد و چیزی نگفت. تنها سخنی که در پاسخ پدرش گفت، این بود: «پدر! دعا بفرما که خداوند توفیقی به من مرحمت فرماید.»

mafatih.jpg

من برای پدرم کتاب ننوشته ام

نام شیخ عباس قمی در همه جا شنیده می شد، ولی پدر او آقا محمدرضا اطلاع چندانی از این موضوع نداشت و نمی دانست چه پسر برجسته، مشهور و صالحی دارد.

دوستان شیخ عباس هر وقت او را می دیدند، می گفتند:

ـ پدرت را از موفقیت های خودت آگاه کن تا او خوشحال شود و از این که چنین پسر صالح و مشهوری دارد، به خودش ببالد! مگر نمی دانی که پدرت آرزو دارد موفقیت تو را ببیند؟

شیخ عباس که همه ی کارهایش با نیت خالص الهی بود، به سخن دوستانش گوش نمی کرد و می گفت:

ـ مگر من برای پدرم کتاب می نویسم. مهم این است که خدا از کار من خبر دارد.

پدر شیخ عباس فوت کرد؛ ولی فرزندش را آن چنان که بود، نشناخت.

اضافه کردن نظر

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود خدمات رسانی پایگاه جامع عاشورا نقش کاملا موثری ایفا می کنند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف پایگاه جامع عاشورا، ما را از این فیض الهی محروم نفرمایید.

چند نکته:
• نظرات شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت منتشر خواهد شد.
• نظرات تکراری و تبلیغاتی(به جز وبلاگ ها) تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• در صورتی که نظر شما نیاز به پاسخ دارد، پاسخ خود را در ذیل همان موضوع دنبال فرمایید.

 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir