کلبه ای در میان زباله ها

کلبه ای در میان زباله ها

فرمانروایی، وزیر دانا و شایسته ای داشت. این وزیر که با نیکان و صالحان روزگار رابطه ی دوستی داشت، همواره سعی می کرد فرمانروا را پند دهد و او را به انجام دادن کارهای نیک تشویق کند.

شبی از شب ها، بعد از آن که همه ی مردم به خواب رفتند، فرمانروا به وزیرش گفت:

ـ بیا امشب در شهر گردش کنیم و ببینیم مردم در چه حالی به سر می برند و آثار باران هایی که در این چند روز برایشان باریده است، چگونه می باشد.

وزیر بلافاصله اظهار آمادگی کرد و گفت:

ـ کار بسیار خوبی است و من در خدمت هستم.

بعد از اعلام آمادگی وزیر، هر دو سوار اسب شدند و در نواحی مختلف شهر به گردش پرداختند. به هنگام گردش، به محلی رسیدند که از زباله انباشته شده بود و در میان زباله ها چراغکی نورافشانی می کرد.

فرمانروا پس از مشاهده ی نور چراغ، به وزیر گفت:

ـ باید به آنجا برویم و ببینیم چه خبر است.

پس از آن که آنها کمی جلو رفتند، با شگفتی مشاهده کردند در میان زباله کلبه ی بسیار محقری است که آن را از سنگ و گل ساخته اند و سقفش را نیز با زباله پوشانده اند. در وسط این کلبه ی محقر، چراغکی سوسو می زد و مرد و زنی در کنار چراغ بودند. مرد از نظر قیافه، بسیار بدشکل بود و لباس هایی هم که به تن داشت، از میان زباله ها برداشته شده بود. او از زباله ها و سرگین حیوانات بالشی برای خود درست کرده بود و ظرفی پر از شراب در کنارش قرار داشت. علاوه بر این، تنبوری در دست گرفته بود و می نواخت.

زن این مرد هم که کنارش بود و از زشتی چیزی از شوهرش کم نداشت، کاملاً به فرمان شوهرش بود. هر گاه مرد شراب می خواست، زن فوراً کاسه ی شراب به دست او می داد. هر وقت مرد اشاره می کرد، زن بر می خاست و با همان قیافه ی زشت و لباس های کهنه برای شوهرش می رقصید. خلاصه اینکه آن زن و مرد در میان زباله ها برای خود دنیایی داشتند و زن پیوسته در خدمت شوهرش بود و شوهرش نیز از او به عنوان بهترین زن دنیا ستایش به عمل می آورد.

فرمانروا و وزیرش ساعتی در تاریکی ایستادند و به رفتار و احوال آن زن و مرد نگریستند. سپس فرمانروا به وزیرش گفت:

ـ ای وزیر! گمان نمی کنم شادمانی و لذتی را که این مرد و زن دارند، من و تو در تمام عمرمان دیده باشیم.

وزیر سخن فرمانروا را تأیید کرد و به او گفت:

ـ این زوج، همواره شب و روز را با این حال که مشاهده می کنید، به سر می برند.

وزیر پس از بیان این سخن، فرصت را مناسب دید تا فرمانروا را نصیحت کند؛ بنابراین به فرمانروا گرفت:

ـ ای فرمانروا! بیم دارم احوال من و تو نیز در نظر فرزانگان و کسانی که در پی سعادت واقعی و مقامات عالی معنوی هستند، چیزی بهتر از وضع و حال این زن و مرد نباشد.

فرمانروا با تعجب گفت:

ـ منظور از این سخن چیست؟

وزیر پاسخ داد:

ـ منظورم این است که به آنچه من و تو مشغولیم و خود را با لذت آن سرگرم کرده ایم، شاید در نظر مردان الهی همان قدر پست و خنده دار باشد که رفتار و احوال این زن و مرد برای من و تو خنده دار است. شاید هم اکنون دانایان جهان اغلب کارهای ما را کودکانه می شمارند و بر حال ما تأسف می خورند.

فرمانروا گفت:

ـ آیا واقعاً در دنیا چنین افرادی وجود دارند که کارها و رفتار ما را تا این حد کودکانه بشمارند و بر آن بخندند؟ اگر کسانی وجود دارند آیا تو آن ها را می شناسی؟

پس از آن که وزیر پاسخ مثبت داد، فرمانروا گفت:

ـ چرا تا کنون مرا با این افراد آشنا نکرده ای تا من نیز مانند آنها فکر کنم و از رفتار کودکانه و خنده دار این دنیا دست بردارم؟

وزیر پاسخ داد:

ـ ای فرمانروا! تو آن قدر به کار دنیا و امور سلطنت مشغول بودی که من هرگز تصور نمی کردم به کسانی که اهل سعادت آخرت هستند، توجه داشته باشی. اکنون هم دیر نشده است و تو می توانی هم مقام فرمانروایی را داشته باشی و هم با کارهای نیکوی خویش به آخرت و دنیای برتر بیندیشی.

پس از این ماجرا، فرمانروا با تدبیر وزیر خود، دنیا و آخرت را با هم جمع کرد و برای خدمت به مردم کمر بست.

اضافه کردن نظر

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود خدمات رسانی پایگاه جامع عاشورا نقش کاملا موثری ایفا می کنند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف پایگاه جامع عاشورا، ما را از این فیض الهی محروم نفرمایید.

چند نکته:
• نظرات شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت منتشر خواهد شد.
• نظرات تکراری و تبلیغاتی(به جز وبلاگ ها) تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• در صورتی که نظر شما نیاز به پاسخ دارد، پاسخ خود را در ذیل همان موضوع دنبال فرمایید.

 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir