چند حکایت از تحول انسانها


عطار نیشابوری

روزی عطار در دکان عطاری خویش مشغول معامله بود که درویشی به آنجا رسید و چیزی خواست.

عطار چیزی به او نداد. درویش گفت: ای خواجه! تو چگونه خواهی مرد؟

عطار گفت: همان طور که تو خواهی مرد.

درویش گفت: می خواهی بدانی من چگونه می میرم؟

عطار گفت: آری!

درویش، کاسه چوبینی را که به همراه داشت زیر سر گذاشت و «الله» گفت و جان داد.

عطار از آن روز دگرگون شد و تجارت را رها کرد و به طریق درویشان پیوست و به آنجا رسید که مولوی در وصف او گفت :

هفت شهر عشق را عطار  گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

ابراهیم ادهم

ابراهیم ادهم نخست پادشاه بلخ بود و سلطنتی با شکوه داشت، به طوری که وقتی می خواست از جایی بگذرد، چهل سپر زرین از جول و چهل گرز زرین از پشت سر او می بردند.

می گویند: شبی بر تخت سلطنت خوابیده بود، نیمه های شب با صدای لرزیدن سقف قصر از خواب بیدار شد، گویی کسی بر بام قصر راه می رفت.

ابراهیم فریاد زد: کیستی؟

صدایی نشید که گفت: آشنایم، شتر گم کرده ام!

ابراهیم گفت: ای نادان! در پشت بام دنبال شتر می گردی؟

آن مرد گفت: ای غافل! تو خدا را بر تخت زرین و جامة اطلس می جویی! آیا یافتن شتر بر بام عجیب تر از آن است؟!

ابراهیم، به لرزه افتاد و آتشی در دلش شعله ور شد، سپس تخت پادشاهی را رها کرد و به جست و جوی حقیقت رفت.

مولوی

مولوی تا چهل سالگی عمرش را در راه تحصیل علوم و فنون مختلف اسلامی و تدریس سپری کرد.

روزی مشغول تدریس بود و کتاب هایی را جلویش گذاشته بود. شخص ژنده پوشی به جلسه درس آمد و بعد از چند سؤال به مولوی گفت: این ها چیست که در مقابل خود قرار داده ای.

جلال الدین مولوی با حالت طعنه و مسخره گفت:

این ها قال است و تو را با این ها چه کار؟ (منظورش آن بود که آدم بی سوادی مثل تو نمی تواند این ها را بفهمد.)

این شخص که همان شمس تبریزی بود کتاب ها را برداشت و درون آب انداخت.

جلاالدین محمد بلخی ناراحت و عصبانی شد و پرسید:

چرا چنین کردی؟

شمس گفت: خودت را آزرده مساز، سپس کتاب ها را صحیح و سالم از آب بیرون آورد.

مولوی با کمال تعجب پرسید: این چگونه کاری است؟

شمس گفت: این حال است و تو را با این حال چکار؟ (یعنی شما که خود را در بند الفاظ محصور کرده ای کمتر از آن هستید که این مقامات را درک کنید.)

همین برخورد بود که موجب انتقال جلاالدین رومی یا مولوی از عالم الفاظ به عالم انوار شد.

اضافه کردن نظر

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود خدمات رسانی پایگاه جامع عاشورا نقش کاملا موثری ایفا می کنند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف پایگاه جامع عاشورا، ما را از این فیض الهی محروم نفرمایید.

چند نکته:
• نظرات شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت منتشر خواهد شد.
• نظرات تکراری و تبلیغاتی(به جز وبلاگ ها) تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• در صورتی که نظر شما نیاز به پاسخ دارد، پاسخ خود را در ذیل همان موضوع دنبال فرمایید.