چرا كوفيان كه امام حسين(علیه السلام) را مي‎شناختند و مي‎دانستند كه اسيران به شهر آمده، اهل‎بيت ايشانند؛ اما آن‎ها را خارجي ناميدند؟ آيا اين به صورت شايعه بوده يا واقعاً با آگاهي كامل و به خاطر دنيا، آن‎ها را خارجي نامسلمان قلمداد مي‎كردند؟

پرسش :

 چرا كوفيان كه امام حسين(علیه السلام) را ميشناختند و ميدانستند كه اسيران به شهر آمده، اهلبيت ايشانند؛ اما آنها را خارجي ناميدند؟ آيا اين به صورت شايعه بوده يا واقعاً با آگاهي كامل و به خاطر دنيا، آنها را خارجي نامسلمان قلمداد ميكردند؟

 

 

پاسخ :

 مورد سؤال، بيشتر بر مردم شام صدق ميكند نه مردم كوفه كه بيشتر شيعي بودهاند و اميرالمؤمنين(ع) سالها در آن حكومت كرده بود. اخبار معتبري كه دلالت كند در كوفه عنوان خارجي بر امام حسين(ع) گفته شده، وجود ندارد؛ اما بيشتر مردم شام، امام حسين(ع) و اهلبيت آن حضرت را نميشناختند كه علت اصلي آن تبليغات خصمانهي بني اميه و وارونه نشان دادن حقايق اسلام و سفارشات پيامبر عظيم الشأن اسلام(ص) بود، كه به جهت دشمني ديرينه با بنيهاشم و حسادت به اهلبيت(ع) اجازهي نشر فضايل آنها را نميدادند؛ چرا كه بيم داشتند موقعيّت نامشروع آنها در معرض خطر و نابودي قرار گيرد. در ميان مردم شام، تعداد كساني كه پيامبر را ديده بودند خيلي كم بود، و آنان نيز اسلام را چنان كه بايد، نميشناختند؛ اما در كوفه از اصحاب پيامبر(ص) و به ويژه شيعيان واقعي ائمه(ع)، افراد زيادي بودند كه اهلبيت را به خوبي ميشناختند و در حد توان و به سهم خود با زبان و بيان و برخورد عملي از آنها دفاع ميكردند؛ مانند عبدالله بن عفيف[1] و توابين و زيد بن ارقم ـ صحابه‌ي بزرگوار پيامبر ـ كه در كوفه به ابن زياد ـ لعنة الله عليه ـ گفت: «چوب از لبهاي حسين(ع) بردار، خودم بارها ديدم پيامبر(ص) لبهايش را روي اين لبها قرار ميداد و ميمكيد».[2] مرد ديگري نيز در كوفه چنين سخني را به ابن زياد گفت.[3] شماري از مردم شام نيز امام حسين(ع) و اهل بيت او را ميشناختند، ولي نميدانستند اسيران همان اهل بيت پيامبر(ص) هستند، مانند پيرمردي كه به امام سجاد(ع) خطاب كرد: الحمد لله كه خدا شما را كشت و ...، امام سجاد(ع) پرسيد: آيا قرآن خواندهاي؟ گفت: آري؛ سپس امام آياتي كه در شأن اهل بيت(ع) بود؛ قرائت كرد و فرمود: «نحن اولئك» آن اهلبيت ما هستيم. پيرمرد سرش را به طرف آسمان بلند كرد و گفت: خدايا! من استغفار و توبه ميكنم.[4]

عدّهاي نيز ـ چه از كوفه و چه از شام ـ اهلبيت را ميشناختند، ولي به خاطر حفظ مال و منصب، دين را به دنيا فروختند؛ مانند منادي گمراهي كه در شام فرياد زد: اي اهل شام! اين اسيران، اهلبيت ملعون هستند![5]

در كتاب «منتهي الآمال» آمده است: «قتلهي كربلا به فرماندار موصل نوشتند: ما ميآييم، از ما استقبال كن! فرماندار موصل با عدهي بسياري تا چند كيلومتر به استقبال آنها رفتند؛ بعضي گفتند: مگر چه خبر است؟ گفتند: سر بريدهي خارجيها را ميآوردند!، ولي ميبينيم در همان جا مردي شجاع و عارف به حق و مقام اهلبيت(ع) ميگويد: اي مردم اين سر بريدهي خارجيها نيست، بلكه سر حسين بن علي(ع) و يارانش است؛ همين كه آگاه شدند، عدهاي از مردم آمادهي جنگ با لشكر يزيد شدند.»[6]

پی نوشتها:

[1]. الارشاد، ج 2، ص 117.

[2]. بحارالانوار، ج 45، ص 116.

[3]. همان، 154.

[4]. همان، ج 45، ص 155.

[5]. بحارالانوار، ج 45، ص 154.

[6]. منتهي الآمال، شيخ عباس قمي، ج 1، ص 773 ، انتشارات هجرت، 1411هـ.

منبع: نهضت عاشورا (تحريف‌ها و شبهه‌ها)، مركز مطالعات و پژوهش‌‌هاي فرهنگي حوزه‌ي علميه (1381)

 

دسته بندی پرسش ها

 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir