چرا امام حسين(عليه السلام) در آغاز حركت، از مدينه به مكّه رفتند؟

پرسش :

 چرا امام حسين(عليه السلام) در آغاز حركت، از مدينه به مكّه رفتند؟

 

 

پاسخ :

 علّت خروج امام حسين(ع) از مدينه آن بود كه يزيد در نامه خود به وليد بن عتبه (فرماندار مدينه) خواسته بود كه حتماً از چند نفر مخالف خود - كه يكي از آنها امام حسين(ع) بود - بيعت گرفته شود و بدون بيعت رها نشوند.وقعة الطف، ص 75: «اما بعد فخذ حسيناً و عبداللَّه بن عمر و عبداللَّه بن الزبير بالبيعة اخذاً شديداً ليست فيه رخصة حتي يبايعوا و السلام».

وليد گرچه با خوي مسالمت‏جويانه خود حاضر به آغشته كردن دست خود به خون امام حسين(ع) نبود؛ابن اعتم، الفتوح، ج 5، ص 12؛ وقعة الطف، ص 81. اما در مدينه افراد باند اموي - به ويژه مروان بن حكم كه وليد در موارد سخت و از جمله اين مورد با او مشورت مي‏كرد - او را به شدّت تحت فشار قرار مي‏دادند تا خون امام(ع) را بريزد؛ چنان‏كه در همان آغاز وصول نامه، وقتي وليد با مروان مشورت كرد، مروان گفت: نظر من آن است كه در همين لحظه به دنبال اين چند نفر فرستاده و آنان را ملزم به بيعت و اطاعت از يزيد كني و اگر مخالفت كردند، قبل از آنكه از مرگ معاويه مطلع شوند، سرهاي آنها را از تن جدا كني؛ زيرا اگر آنان از مرگ معاويه با خبر شوند، هر كدام به طرفي رفته و اظهار مخالفت كرده و مردم را به سوي خود دعوت مي‏كنند.وقعة الطف، ص 77.

بنابراين، امام حسين(ع) با توجه به نامناسب بودن شرايط مدينه براي اظهار مخالفت علني و قيام و نيز در خطر بودن جان خود در اين شهر بدون امكان حركتي مؤثر، تصميم به ترك آن گرفت و از آيه‏اي كه در هنگام خروج از مدينه قرائت كرد، اين نكته - كه ترك اين شهر به علّت عدم احساس امنيت بوده است - آشكار مي‏شود.

بنا به نوشته ابو مخنف اباعبداللّه(ع) در شب 27 يا 28 رجب همراه با خاندان خود - در حالي‏كه آيه‏اي را كه قرآن از زبان موسي‏(ع) در هنگام خروج از مصر به علّت عدم احساس امنيّت نقل مي‏كند - تلاوت كرد:همان، ص 85 و 86.

«فخرج منها خائفاً يترقب قال رب نجني من القوم الظالمين» قصص (28)، آيه 21.؛ «موسي‏ از شهر خارج شد، در حالي كه ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه‏اي عرض كرد: پروردگارا! مرا از اين قوم ظالم نجات بده».

انتخاب مكّه، در حالي بود كه هنوز مردمان شهرهاي مختلف از مرگ معاويه مطلع نشده بودند و تلاش‏هاي جدي مخالفان براي اظهار مخالفت با يزيد آغاز نشده بود و هنوز امام حسين(ع) دعوتي از شهرهاي ديگر و از جمله كوفه نداشت. بنابراين امام(ع) بايد مكاني را براي هجرت خود انتخاب مي‏كرد كه اوّلاً بتواند آزادانه و در كمال امنيّت در آنجا ديدگاه‏هاي خود را ابراز كند. ثانياً بتواند آنجا را محلّي براي انتقال ديدگاه‏هاي خود به سرتاسر مملكت اسلامي قرار دهد.

شهر مكّه هر دو ويژگي را داشت؛ زيرا طبق آيه صريح قرآن «و من‏دخله‏كان‏آمناً» آل عمران (3)، آيه 97. حرم امن الهي بود و نيز با توجه به وجود كعبه در اين شهر و سرازير شدن مسلمانان از سرتاسر مملكت اسلامي براي انجام اعمال عمره و حجّ، امام حسين(ع) به خوبي مي‏توانست با گروه‏هاي مختلف ديدار كرده و علّت مخالفت خود با دستگاه اموي و يزيد را براي آنها تبيين كند و نيز گوشه‏هايي از معارف اسلامي را براي آنها بيان نمايد. در ضمن با گروه‏هاي مخلتف شهرهاي اسلامي - از جمله كوفه و بصره -وقعة الطف، صص 103 - 107. در ارتباط باشد.

امام(ع) شب جمعه سوم شعبان سال 60 ق وارد مكّه شد و تا هشتم ذي‏حجه همان سال، در اين شهر به فعاليت مشغول بود.همان، ص 88: «فاقبل اهلها يختلفون اليه و يأتونه و من كان بها من المعتمرين و اهل الآفاق».

www. eporsesh.com

 

دسته بندی پرسش ها

 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir