عاشورا

Englishفارسیتماس با مانقشه سایتصفحه اصلی       قرمز سبز نارنجی
عضو سایت نیستید ؟ ثبت نام کنید | ورود
 
صفحه اصلی عاشورا زنان عاشورایی خداحافظ ای مادر خوبیها

خداحافظ ای مادر خوبیها

نوشته شده توسط مدیر سایت
Larger Font Smaller Font
مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

روایت دردهای زینب (س) – خداحافظ ای مادر خوبیها

آن روز، چهار سالة‌ گلستان عصمت وعفاف در كنار بستر مظلومة‌ تاريخ (فاطمه زهرا) همراه اسماء بنت عميس زانوي غم را بغل گرفته و خيره خيره بر چهرة تكيدة مادر نگاه مي‌كرد.

 

 


مادر از او خواست كه نزديك بستر آيد. سپس به او دو امانت گرانبها سپرد و فرمود: «دخترم زينب! دو بغچه‌اي كه به تو مي‌سپارم، يكي از آنها متعلق به دختر ابي‌ ذر غفاري و ديگري مال خودت مي‌باشد، كه در آن پيراهني است كه مال حسين مي‌باشد. اما بدان هرگاه كه او، اين پيراهن را از تو طلب نمايد، وقت وصل و همراهي شما سر رسيده و حسين براي شهادت مهيا مي‌گردد.» فاطمه (س) رو به اسماء نمود و فرمود: «من اندكي به خواب مي‌روم لحظاتي بعد سراغم بيا و مرا صدا نما. اگر جواب تو را ندادم، برو علي و اولادم را مطلع كن كه زهرا از دنيا رخت سفر بربسته است.»

سپس مشغول خواندن سورة‌ يس گشت: يس و القرآن و الحكيم ........ اسماء لحظاتي بعد زهرا (س) را صدا مي‌زند؛ اما چيزي نمي‌شنود و در مي‌يابد كه دختر پيغمبر از دنيا چشم فرو بسته است.
زينب از سكوت مادر با حالت صيحه و گريه خود را بر بدن مطهر او مي‌اندازد و صدا مي‌زند و مي‌گويد: «مادر! سلام ما را به جدمان رسول خدا برسان. مادر! گويي ما امروز رسول خدا را از دست داديم. مادر.......»

 

نظرات (0)

نوشتن نظر

لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید.

کوچکتر | بزرگتر
security image

busy
 
به سایت عاشورا خوش آمدید

مطالب تصادفی

تصاویر تصادفی

تبلیغات
تبلیغات